پیدایش تو

 تو نه فقط آنقدر خوشبخت بوده ای که از روزگاران بسیار کهن به یک شاخه تکاملی مناسب تعلق داشته ای، بلکه در عین حال از لحاظ نیاکان شخصی ات بی نهایت - یا بهتر بگوییم به طرزی معجزه آسا - خوش بخت بوده ای. به این نکته توجه کن که در یک دوره 3/8 میلیارد ساله، دوره ای کهن تر از عمر کوه ها، رودها و اقیانوس های کره زمین، هریک از نیاکان پدری و مادری ات، از جذابیت کافی برای پیدا کردن یک جفت برای خودش برخوردار بوده و سلامت لازم برای تولید مثل را داشته است و سرنوشت و عوامل محیطی نیز به قدر کافی با او همراه بوده اند که عمر طولانی لازم برای چنین چیزی را در اختیارش گذاشته اند. حتی یکی از نیاکان مستقیمت زیر پا له نشد، از هم دریده نشد، از گرسنگی نمرد، درمانده نشد، در جایی گیر نیافتاد، بی موقع زخمی نشد، یا به شکلی از یک عمر تلاش و جستجو برای تحویل قطره کوچکی از ماده وراثتی خود به شریک و جفت اش در لحظه مناسب و برای ابدی ساختن تنها توالی ترکیب های موروثی که می توانست - سرانجام به طرزی حیرت آور و در یک آن - به پیدایش تو بیانجامد، دست برنداشت و منحرف نشد.

تاریخچه تقریبا همه چیز / بیل برایسون

/ 2 نظر / 46 بازدید
اسکندری

از بابت اطلاعاتی که درباره نیاکانم دادید و این که از تلاش برای انتقال و دریافت قطره حیات بیخیال و افسرده نشده اند و مرا لنگ در هوا وسط بودن یا نبودن مسئله این است رها نکردند، واقعاً ممنونم. من همیشه فکر میکردم جهان گذشته با آنهمه وضعیت غیر قابل پیش بینی، حملات حیوانات درنده تکامل نیافته، سطح دانش کم انسان باستانی، وقایع طبیعی ریز و درشت که برای تکوین زمین لازم بوده، دایناسور ها و... باید جایی باشد که مثلا پدر بزرگ چند هزار ساله من گوشه ای از ارتفاع غار شخصی خود بنشیند و در حالی که سیگاری باستانی دود میکند و به اتش و ایضاً به لنگ مادر بزرگ بنده خیره شده است، به آغاز حیات زمین و انسان فکر میکند و با خود میاندیشید آخر این زندگی به چه معنی است، ما برای چه خلق شده ایم، هستی برای چه هستی شد( هایدیگر) و این گردش پر مرارت زندگی به بودنش می ارزد؟ (کامو) و خلاصه اینطوری ها، ولی گویی این مقاله نشان میدهد موتور حیات و زادن و زایاندن قوی تر از تصور ما بوده و البته بوده که زمین و انسانش تا اینجا ادامه حیات داده است. ولی بگذار اکنون و اینجا در ارتفاع ذهن خود در حالی که به شعله های چراغ دانش و ایضا شعله های برآمده از اون ف

ایضا

اون فکر میکنیم باز هم همچون نیاکان پرکار خود از خود بپرسیم این گذر حیات به چه میارزد؟