از کتاب هایی که می خوانم ...
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: کتابدوست - ۱۳٩٢/٥/۱٤

هر چقدر که دو نفر بیشتر با هم حرف داشته باشند به همان اندازه آهسته تر در کنار هم راه می روند.

 

مرد داستان فروش / یوستین گردر 

نویسنده: کتابدوست - ۱۳٩٢/٤/٢٥

در مدرسه آموخته بودند که خدا جهان را آفرید. سوفی کوشید خود را با این فکر دلداری دهد که این احتمالا بهترین راه حل کل مسئله است. ولی باز اندیشۀ تازه ای به سرش تاخت. می توان پذیرفت که خدا جهان را آفرید، اما خود خدا چی؟ آیا خدا خودش را از عدم آفرید؟ دوباره چیزی در ژرفای نهادش به صدا در آمد. 

اگر هم تصور کنیم که خدا قادر است همه چیز را بیافریند، آیا پیش از آنکه " وجود" یابد و با آن دست به آفریسن زند می توانست خود را بیافریند؟ پس فقط یک امکان باقی می ماند:  خدا همیشه وجود داشته است . ولی چنین امکانی را قبلا رد نکرده بود؟ مگر نه هر چیزی که وجود دارد می باید روزی به وجود آمده باشد؟ لعنت بر شیطان !  1

 

پ.ن : دنیای سوفی/ یوسِتین گُردِر/ص : 17

نویسنده: کتابدوست - ۱۳٩٢/٤/٢٥

در طول تاریخ فلسفه، فیلسوفان سعی داشته‌اند ببینند انسان چیست یا طبیعت انسان چیست. ولی سارتر گفت: انسان (طبیعت) جاودانه ندارد که بدان توسل جوید. بنابراین بی‌معناست در پی مفهوم کلی برای زندگی بگردیم. چاره‌ای نداریم جز این که بداهه‌پردازی کنیم. ما مثل هنرپیشه‌ای هستیم که بدون تمرین، بدون نمایشنامه و بدون کسی که پشت پرده در گوشش بخواند چه کار باید کند، به صحنه کشیده شده‌ایم. مجبوریم خود تصمیم بگیریم چگونه زندگی کنیم. این حرف واقعا درستی است. اگر می‌شد با خواندن تورات و انجیل و یا با مراجعه به یک کتاب فلسفه فهمید چگونه باید زیست، زندگی خیلی آسان بود1

 

پ.ن :‌ دنیای سوفی، داستانی درباره‌ی تاریخ فلسفه / یوسِتین گُردِر

کتاب هایی را که خوانده ام مانند غذاهایی که خورده ام به یاد نمی آورم ، با این همه همان ها مرا ساخته اند. (امرسون)
کدهای اضافی کاربر :