از کتاب هایی که می خوانم ...
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
- ۱۳٩٢/٤/٢٧

پ.ن : کلیدر / محمود دولت آبادی / جلد یک 

 

- ۱۳٩٢/٤/٢٧

- عشق، همان نیروی لایزال که بنده و کدخدای نمی شناسد.ارزش شایان آدمی و ویژۀ خود اوست، از گریبان فقر هم عشق سر می کشد.

- بعضی مردها از عمری که دارند پیرترند. پیرتر که نه پخته تر

- روز رنگی دیگر می گیرد هنگامی که زورگار تو زیر و زبر شده است، غروب سرخ است یا تیره ؟ تو چگونه اش می بینی؟ تا چگونه اش ببینی؟شب نور باران است ، ان هنگام که قلب پرفروز باشد. غروب گنگ است اگر قلب و روح گنگ باشد. 

- آدم بیابان همچو عقاب است ، ازاد و ناپرابسته و هرگاه که او را به دام بیاندازند و میان چار دیواری تنگ بسته اش بدارند که همه افتاب را نتواند ببیند و همه نسیم را نتواند ببوید و همه نواهای بیگانه و اشنای دشت و بیابان را نتواند بشنود، در غمی دلازار ته نشین میشود. 

 

پ.ن : کلیدر / محمود دولت آبادی /جلد اول

- ۱۳٩٢/٤/٢٥

 در نظر دخترینه ی بیابانگرد راز چیست؟ با چه نامی معنا میشود؟ با نام مرد. شاید پنداشته شود که زندگانی پر از راز است. این درست. بی گمان چنین است. اما دختر بالغ بیابانی همه ی آن زندگانی را در مرد می جوید. چه نشانه ای از مرد به او نزدیکتر؟ و هم دورتر از دسترس؟ تا دختر و پسری به هم برسند، از هزار خم باید بگذرند. چه بسیار جفتهای جوانی که در خواهش پیوند، پیر شده اند. چه بسیار که آرزوی حجله به گور برده اند. هزار بند از پای باید بگسلی تا دستت در دست یار بگیرد. از این ست اگر آوازهای فراق در بیابان و دشت پیچان است... 1

پ.ن : کلیدر / محمود دولت آبادی / جلد یک 

کتاب هایی را که خوانده ام مانند غذاهایی که خورده ام به یاد نمی آورم ، با این همه همان ها مرا ساخته اند. (امرسون)
کدهای اضافی کاربر :