از کتاب هایی که می خوانم ...
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
- ۱۳٩٤/۸/۱۸

فروید اسطوره را مرحله انتقالی به سمت یک جهان بینی علمی ناگزیر تلقی می کرد ...

در کتاب تاریخی از جنبش روانکاوی می نویسد : 

" چنانچه تحول مفاهیم انسان از کیهان را بپذیرم ، که به موجب ان مرحله جان گرایی با مرحله دینی دنبال می شود و سپس جای خود را به مرحله عملی می دهد، در دنبال کردن فرصت های قدرت برتر اندیشه در هر سه مرحله مشکلی نخواهیم داشت . در مرحله جان گرایی، انسان قدرت برتر را به خود منتسب می کند، در مرحله دینی آن را به خدایان وا می گذارد بدون آن که یه طور جدی از دستش بدهد، زیرا این حق را برای خود محفوظ می دارد که بر خدایان تاثیر بگذارد و آن ها را د رجهت خواسته هایش کنترل کند. در نگرش علمی نسبت به زندگی ، دیگر جایی برای قدرت برتر انسان وجود ندارد. او کوچک بودن خود را می پذیرد و با نوعی روحیه کناره جویی، خود را تسلیم مرگ و همه ضرورت های دیگر می کند، با وجود این ، در اتکای ما به قدرت روحی انسان که با قوانین واقعیت مواجه می شود، هنوز هم پاره ای از آن باور اولیه به قدرت برتر اندیشه وجود دارد " 

 

از درماندگی تا ظهور اسطوره / محمد حسن معافی

- ۱۳٩٤/۸/۱۸

بکهوفن به این نتیجه رسید که در فرهنگ اولیه اروپا سه مرحله متمایز وجود داشته است: بربریت ( هتریسیم) ، مادرسالاری ، پدرسالاری

بربریت ( هتریسیم: به معنی هردو) : در این دوران اولیه، نه مردان و نه زنان ،هیچ یک برجامعه سیطره ندارند، آزادی جنسی وجود دارد، کودکان پدر خود را نمی شناسند ، زنان بی دفاعند، تجاوز جای ازدواج را گرفته است و زندگی خانوادگی عملا وجود ندارد، الهه شاخص این دروان در اسطوره های یونانی، آفرودیت ، الهه عشق است و وجهی از نظم و اخلاق وجود ندارند. 

در مرحله بعدی زنان برای دفاع از خود گرد می ایند و به نوعی جامعه مادرسالار شکل می بخشند که جایگیزین وضعیت اشوبزده هتریسیم می شود.

در این مرحله با نخستین شکوفه های تمدن ، قانون ، کشاورزی و هنر مواجهیم  . عشق به مادر و پرستش یک الهه - مادر مشخصه بارز این دروان است که از دیدگاه بکهوفن در دیمیتر، الهه غلات نمادین می شود ... 

او اسطوره ادیپ را نمایش سه مرحله این مبارزه تفسیر می کند . اودیپ ، ابولهول را که نماینده مرحله کهن هیتریستیک هست ، می کشد( ابولهول دوجنسیتی است) . اودیپ سپس با مادر خود که فرمانروای تب است، ازدواج میکند. رویدادهای تراژیکی که به توصیف سقوط مادر او می پردازند، گزارش پوشیده ای از گذر نظام مادرسالار به نظام پدرسالار است ....

بکهوفن عقیده داشت که رابطه مردان با زنان محصول ماندگاری آگاهانه یک خاطره اجدادی ناخودآگاه در دورانی است که مردان بالغ زیر سیطره زنان بالغ قرار داشته اند ...

 

از درماندگی تا ظهور اسطوره / محمد حسن معافی

- ۱۳٩٤/۸/۱۸

 

 این مفهوم معرف منفی ترین حالت درک از خود است . نخستین بار مارتین سلیگمن درباره این موضوع که پیامدهای رفتار مستقل از رفتار فرد هستند ، پژوهش کرده است. 

سلیگمن مفهوم درماندگی آموخته شده را به عنوان حالت ویژه ای که اغلب در نتیجه اعتقاد فرد مبنی بر اینکه رویدادها در کنترل او نیستند در او ایجاد می شود، تعریف کرد.

 

از درماندگی تا ظهور اسطوره / محمد حسن معافی 

- ۱۳٩٤/۸/۱۸

 

 در روند رشد کودک به طور طبیعی مفهومی در او شکل می گیرد، به نام تصویر از خود و خودپنداره که با تجربه کردن کودک آغاز می شود. کودک در این حالت به کشف دنیاهای تازه و تعامل با والدینش می پردازد. حال اگر در این فرایند والدین در برخورد با کودکشان براساس توجه مثبت با قید و شرط برخورد نمایند، باعث به وجود امدن فرایند دیگری به نام خودِ غیر واقعی در کودک می شوند. براساس این مدل ارتباطی بین والدین و فرزندان، والدین فقط در مواقعی توجه مثبت و محبت خود را نثار کودک می کنند که کودک بر اساس رفتارهای دلخواهشان رفتار نمایند و این رفتارها را مو به مو انجام دهند و در نقطه مقابل نیز هرگونه عصیان گری کودک در قبال اصول رفتاری پدر و مادر پاسخ داده می شود. در این فرایند که کودک در آن از برقراری ارتباط به صورت مستقلانه با دنیای اطراف عاجز می ماند و در نتیجه دچار درماندگی می شود، خود واقعی اش دچار رشدنایافتگی می شود و جای خود را به خود غیر واقعی ای می دهد که مملو از استانداردهای رفتاری والدی و الگوهای مورد تایید آنهاست.

این حالت باعث بیگانگی کودک با خود واقعی اش می شود و تصویر خودکاذبی در او شکل خواهد گرفت ، مسیری که در نهایت باعث رشد نایافتگی هویت در فرد می شود . . . . برای مثال می توان از یک سبک هویت هنجاری نام برد که طی آن فرد تصمیم گیری ها و عقایدش را با گروههای مرجع هماهنگ می کند و تصمیم گیری مستقلی از خود بروز نمی دهد. بر این اساس کودک در کشف خود و دنیای بیرون با تنبیه و شرط گذاری مواجه می شود و در نتیجه دچار درماندگی می شود و برای به دست اوردن محبت دیگران سعی در جلب آرای آنها می کند ... اتفای که می تواند تا پایان عمر ادامه داشته باشد ... 

 

از درماندگی تا ظهور اسطوره / محمد حسن معافی 


- ۱۳٩۳/٩/٢٢
امروزه علم گرایی و گرایش به مفروضات علمی، وضع مشابه به مفهوم دموکراسی پیدا کرده است. علم زمانی به اسطوره تبدیل شد که به امری بی چون و چرا بدل گردید و یک به یک ویژگی های اسطوره شدن را به درون خود راه داد . این تصور که گمان می رود علمی شدن یگانه راه حل بشریت است و همه جوامع در غایت تکامل، راه غربی شدن را طی می کنند، سنگ بنای اسطوره کردن علم و تکنولوژی است . 

به عقیده یاسپرس، علم ، اسطوره مدرن اما ناقص زمان ماست، به عقیده او قطعا علم نیز مانند بسیاری از اسطوره های پیشین ، به تبیین دنیای طبیعی اطراف ما خواهد پرداخت، اما فقط می تواند به چگونگی وقوع پدیده ها پاسخ دهد و جوابی برای چرایی آنها ندارد

به طور طبیعی در جوامع بدوی تاثیر طبیعت بر بروز درماندگی و فرایند های مرتبط به آن گسترده و بیشتر بوده است. البته لازم به ذکر است که این تاثیر گذاری طبیعت بر زندگی بشر همچنان ادامه دارد . اما نکته قابل توضیح این است که در روند تکامل ، نقش عوامل دیگری نیز در درماندگی بشر ظهور پیدا کرده است که از جمله می توان به پیدایش حکومت ها ، تاثیر حکومت های دیکتاتور و با تشکیل نهاد خانواده ، نقش خانواده های دیکتاتورمآب اشاره کرد. 

افسانه یا اسطوره سیندرلا که در فرهنگ های گوناگون به اشکال متفاوت روایت می شود ، نمونه بارزی از این دوارن است . این تفکر هنوز نزد بسیاری از دختران جوامع گوناگون وجود دارد که روزی مردی با اسب سفید خواهد آمد و آنها را با خود خواهد برد. این سوار همان منجی است که این بار در شکل دیگری نمود پیدا کرده است . این دختران به علت سبک های دیکتاتوری که در آن رشد یافته اند و دچار درماندگی شده اند ،هیچ گاه فرصت کشف دنیای بیرون و درون با به صورت مستقل پیدا نکرده اند و این فرایند باعث می شود که فرد همواره منتظر پدیده دیگری باشد تا او را از موقعیتی که در آن هست نجات دهد. شاید این اتفاق و آن فرد منجی هیچ گاه به صورت اسطوره های مستقل همه گیر نمایان نشوند. اما این منجی ها خاصیتی مشابه با اسطوره به خود گرفته اند و یکی از پیش زمینه های شکل گیری اسطوره در سطح کلان می شوند. 

 

از درماندگی تا ظهور اسطوره / محمد حسن معافی

- ۱۳٩۳/٩/٢٢
ژانت می نویسد: 

جان گرایی محصول خودانگیختۀ لحظه ای است که شما برای اولین بار یاد میگیرید میان ادمی که در مقام یک دوست حرف میزند و دشمن نادیده ای که پشت او پنهان می شود، فرق بگذارید. از دیدگاه ژانت، جوامع برای آنکه کارکرد داشته باشند، به دین و اسطوره نیاز دارند. همه جوامع در همه زمانها ، پیوندها یا پیمان هایی با خداوند یا خدایان داشته اند که به گفتۀ اون ناشی از ترس ، نیاز به اخلاقیات یا نیاز به هدایت و عشق بوده است. در هر جامعه به وجود کاهنان و شمن ها نیاز است تا خدا را به سخن درآورند ، اگر خدا نتواند حرف بزند، جامعه اسطوره را کنار می گذارد . مثال های این وضعیت را می توان در شماری از جوامع ، از جمله یونان و رم یافت . هنگامی که خدایان اٌلمپ از سخن گفتن درباره نیازهای جوامع خود بازماندند، مردم به ادیان عرفانی شرقی، از قبیل کیش ایزیس و میترائیسم روی آوردند تا که سرانجام دین قدیم جای خود را به این کیش ها و سرانجام مسیحیت داد .

خدایان به شیوه های گوناگون صحبت می کنند، یکی از این شیوه ها نیایش است که ژانت عقیده داشت ، گفتگوی درونی میان فرد و روح خویش یا میان فرد و خداییست که در عصب شناسی ریشه دارد. ...

 

از درماندگی تا ظهور اسطوره / محمد حسن معافی

 

- ۱۳٩۳/٩/۱۸

رابرت در پژوهشهایش در زمینه اسطوره های یونانی ، ژرمنی ، سلتی و سامی به این نتیجه رسید که اساطیر اروپایی را فقط در پرتو باور به وجود یک دوران مادرسالاری اولیه می توان به درستی درک کرد ... وی در مقدمه کتاب معروفش اسطوره های یونانی می نویسید :

اروپای باستان خدایی نداشت. این الهه بزرگ بود که نامیرا، تغییرناپذیر و قادر مطلق به شمار می امد. مفهوم پدر بودن وارد اندیشه مذهبی نشده بود. او معشوقه هایی برای خود برمی گزید، اما هدفش لذت بردن بود، نه یافتن پدری برای فرزندانش. مردان از مادرسالاری می ترسیدند، او را ستایش می کردند و فرمانبردارش بودند. اجاقی که او در غار یا کلبه از آن نگهداری می کرد، نخستین کانون اجتماعی بود و مادرانگی، نخستین راز . 

حتی زمانی که زنان بر امور دینی سیطره داشتند، شاهدی در دست نیست که نشان دهد مردان بدون نظارت زنان از کار کردن در بعضی عرصه ها محروم بوده اند. لذا می توان تصور کرد بسیاری از خصوصیات جنس ضعیف شده را که قبلا گمان می رفت به لحاظ کارکردی، ویژه مردان بوده است ، انها خود برگزیده بودند. اموری مثل ماهیگیری ، جمع اوری بعضی مواد غذایی، نگهداری دامها و کمک به دفاع از مرزهای قبیله در مقابل متجاوزان به آنها واگذار می شد ، البته مادام که از قانون مادرسالاری تخطی نمی کردند

از درماندگی تا ظهور اسطوره / محمد حسن معافی

- ۱۳٩۳/٩/۱٦

 

حذف بخش هایی از از استعدادهای افراد، به صورت طبیعی جای خود را به فرایندهای جدید روانی می دهد، از جمله انها می توان به اسطوره سازی و تفکر منجی گرایانه اشاره کرد ...

گفته می شود اسطوره ها نخستین دریافت عاطفی بشر درباره حقیقت هستند. از این نظر نخستین پویش انسان نسبت به حیات، پویشی بود که از سیستم لیمبیک سرچشمه می گرفت. یعنی پویشی که از ترکیب محسوسات و ترشحات ادرنالینی به دست می امد. حاصل تامل اولیه انسان، صورت ناصوابی از حقیقت،  در اندیشه ها به وجود آورد که بعدها این صورت و صور دیگری که در تاملات آدمیان به وجود امدند، از میان نرفتند و به موازات آن تاملات فلسفی و عقلانی بشر به وجود امدند و تا امروز به حیات خود ادمه دادند ... اسطوره ها از شعور عاطفی انسان سرچشمه می گیرند، هیچ اسطوره ای را نمی شناسید که بر تاملات منطقی و عقلی متکی باشد. ... می توان عقلانیت گرایش به اسطوره ها را نوغی عقلانیت ابتدایی نامید، اما باید توجه داشت که این نوع عقلانیت، با عقلانیت متعارف که متکی به برهان و استدلال و رابطه منطقی بین قضایا و تجربه هاست، به کلی تفاوت دارد ...

 

از درماندگی تا ظهور اسطوره / محمد حسن معافی 

کتاب هایی را که خوانده ام مانند غذاهایی که خورده ام به یاد نمی آورم ، با این همه همان ها مرا ساخته اند. (امرسون)
کدهای اضافی کاربر :