از کتاب هایی که می خوانم ...
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: کتابدوست - ۱۳٩٢/٥/۱٧

هر مسأله ای که من مطرح کردم ،اگر مسأله ی علمی بسیار بزرگی بود ،اگر مسأله فلسفی بود ،اگر مسئله تکنیکی بود ،اگر حتی مسأله ی پیشرفت جامعه و زندگی بود ،اما » خود آگاهی انسانی « و » خودآگاهی اجتماعی « نداشت ،دعوتی است شوم و فریبنده و دروغین و در پایان ،به بردگی و به ذلت افتادن و به استحمار دچار شدن ،و به یک نوع خواب مغناطیسی مدرن فرو رفتن! چه فرق می کند » برده مدرن « بودن یا » برده ی قدیمی « بودن ؟ » کنیز مدرن « بودن یا » کنیز قدیمی « بودن ؟ فرقی ندارد ،فقط تعارفات فرق می کند . آن یکی می گوید » ضعیفه « ،این یکی هم می گوید » لطیفه « و هر دو معنی » آدم نیستی «!

بنابر این ،استحمار یعنی ، انحراف ذهن آدم ،آگاهی و شعور آدم ،جهت آدم – چه فرد و چه جامعه – از » خود آگاهی انسانی « و » خود آگاهی اجتماعی «. هر عاملی که این دو »آگاهی « را منحرف کند ،یا فردی را ،نسلی را و جامعه ای را ،از این دو » خودآگاهی « دور کند ، آن عامل ،عامل استحمار است ،ولو مقدس ترین عامل ها باشد ؛و هر اشتغالی جز این دو اشتغال ،و پرداختن به هر چیزی جز پرداختن به این دو » خودآگاهی « یا آن چه در مسیر این دو » خود آگاهی « است ،دچار خواب خرگوشی شدن ،دچار بردگی شدن ،قربانی قدرت دشمن و به استحمار مطلق درآمدن است ،ولو هم دعوت و پرداختن به یک چیز مقدس باشد «.

 

پ.ن : خود آگاهی و استحمار / علی شریعتی

دانلود  

نویسنده: کتابدوست - ۱۳٩٢/٥/۱٧

 نمی خواهم نصیحت اخلاقی کنم ،مسأله ی انسان است ، که دارد قربانی می شود ،و هر روز که می گذرد ،ارزش ها ی انسانی قربانی تر می شود ،بزرگ ترین ارزش های انسانی که انسان با آن شروع می شود امکان نفی است ،امکان » عصیان « است ،که بتواند بگوید : نه! حضرت آدم هم با این شروع شد : گفتند که از این میوه نخور ،خورد ،و بعد آدم شد ، انسان شد ،به زمین آمد ؛ اگر نه ،مثل این همه فرشته بی معنی که هست ،یک فرشته پر خور و بی مصرف می شد همین جا ؛بعد دیگری ، » آدم « می شد و او می بایست پیش او به سجده می افتاد ،ولی خودش عصیان کرد و خودش » آدم « شد !

 و آدم در زندگی روزمره ، اولین چیزی را که ویران می کند ، از دست می دهد ، فدا می کند ، » عصیان « است ، عصیان ، حتی این عصیان را ، که انسان را شبیه خداوند در عالم می کند ، از دست می دهد به خاطر چه ؟ گاه به خاطر قسط : دو سال ،سه سال ، پنج سال ، سفته امضا کرده ، دیگر از جایش تکان نمی تواند بخورد !هر بدبختی که بر سرش بیاورند ، باید بگوید : » بله چشم « ! برا ی این قسط ها که بر اساس حقوق و درامد اوست . بر اساس وضع موجود اوست ! می بینیم ، » خدا گونه بودن آدمی « فدای یک یخچال ، یک خانه ، یا یک اتومبیل شده ،و بعد این آدم نمی فهمد که چه چیزی را از دست داده و در برابرش چه چیزی را بدست آورده ، نمی فهمد از چه چیز لذت می برد . داشتن این اتومبیلی که عصیان فدایش شده ،امکان و استعداد خدایی بودن و نماینده ی خدا در زمین مسلماً بودن فدایش شده ،چقدر لذت می دهد که معادل لذت ( عصیان و نفی باشد) ؟ !

 کسی که مزه ی لذت عصیان را ، مزه لذت نفی را ، مزه ی خالق بودن را ،مزه ی لذت آگاه بودن را ،چشیده باشد ، به هیچ قیمتی در برابر هیچ چیزی ، عوضش نمی کند ، ولی چه شده که به سادگی عوض می کنیم ؟ به خاطر این که ما » خودآگاهی « نداریم .

دستی ، دست نیرومندی ، و یا تازیانه ی بی رحمی باید همواره در زندگی باشد ،که در موقعی که سخت مشغولیم ، در شب و روز که در گیریم ، - که حتی در خواب هم ، خواب زندگی اداری و شغلی و خانوادگی و لباس و ... می بینیم – در چنان حالتی باید گریبان مارا بگیرد و تکانمان دهد ، از این » البیرنت « احمقانه ای که هی ما را می چرخاند و سر گیجه مان گرفته و متوجه نیستیم که اصالً چه قدر وقت صرف شده ، در کجا ی عمر هستیم ، تا مرگ چه قدر فاصله داریم ، و چه قدر امکانات را از دست داده ایم ، و چه قدر لذت ها ، ارزش ها ، کمال ها ، در زندگی بوده ، که ما بدست نیاورده ایم ، به خاطر این که به این چیز ها مشغول بوده ایم ، از عمق این لجن بیرونمان کشد ، توی آفتاب نگهمان دارد ، خشکمان کند ، و تکانمان بدهد ، محکم به دیوارمان بکوبد ، و بگوید که : » تویی « ! » تویی «

 

پ.ن : خود آگاهی و استحمار / علی شریعتی

دانلود

کتاب هایی را که خوانده ام مانند غذاهایی که خورده ام به یاد نمی آورم ، با این همه همان ها مرا ساخته اند. (امرسون)
کدهای اضافی کاربر :