از کتاب هایی که می خوانم ...
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
- ۱۳٩٥/۱/٢۱

وقتی از کسی بترسید، معلوم است که او را دوست ندارید.  ما از والد درون دیگران می ترسیم، اگرچه ممکن است کودک درون آنها را دوست داشته باشیم، یک تمرین سودمند دیگر در یک موقعیت حساس(در یک رفتار متقابل مشکل)  آن است که آدم دختر بچه، یا پسر بچه درون دیگران را ببیند، و با آن دختر یا پسر بچه حرف بزند. ولی نه به صورتی که او را تحقیر کند. بلکه به صورتی محبت آمیز و حمایت کننده. هر وقت مطمئن نیستید  چه کار کنید، نوازش کنید. 

وقتی آدم به کودک درون دیگران عکس العمل نشان می دهند، دیگر از والد او نمی ترسد. 

 

وضعیت اخر. تامس ای هریس. ص 116

- ۱۳٩٤/٧/۱٢

 

بچه ها عاشق تکرار هستند، تکرار همان قصه های دلنیشین، تکرار همان بازی های دفعه قبل.قدرت یادگیری با تکرار دو چندان می شود. "نه مامان، اینطوری نیست. این خرگوش سفیده که میره تو جالیز قایم میشه، نه گل باقالیه ".

تکرار در مغز بچه ها اطمینان ایجاد می کند و وقتی متوجه می شود که آنچه در بیرون از او جریان دارد با آنچه در درون خویش به عنوان حقیقت می شناسد منطبق است، اعتماد به نفس می یابد و احساس می کند که بر اوضاع مسلط شده است.

 

ماندن در وضعیت آخر. تامس ای هریس. ص  338

- ۱۳٩٤/٧/۱۱

 

درست است که مثبت فکر کردن نیروبخش است، اما اولین فکر مثبت ما غالبا این است که به انسان دیگر روی بیاوریم. چنین می نماید که ما نمی توانیم خودمان به تنهایی تجدید قوا کنیم. حتی در لحظات انزوا فکر ما فورا متوجه دیگران و خاطرات آنها می شود، به گذشته خوبی می اندیشیم که در مصاحبت آنان بودیم و کسانی را به یاد می آوریم که مدتهاست مرده اند ولی در زندگی ما شریک بودند. "روزهای خوب گذشته " معمولا پر است از " آدمهای خوب آنوقتها": مادر ، پدر و دوستمان و دختر همسایه و معلمی که در دبیرستان دوست داشتیم و یا خاله عزیزی که همیشه فرصت سر و کله زدن با ما را داشت . حتی گاهی در لحظاتی که احساس می کنیم فقط با خدا راز و نیاز می کنیم، فکرمان متوجه کسی است که اولین بار خدا را به ما شناساند. 

 

 

تامس ای هریس/ ماندن در وضعیت آخر / فصل 8 

- ۱۳٩۳/۱/٢٦

بهترین راه کمک به بچه ها، کمک به پدران و مادران است. اگر پدر و مادری بعضی کارهایی را که بچه شان می کنند ، دوست ندارند، تنها بچه نیست که باید تغییر کند، اگر تامی بچه ناراحتی است ، فایده ندارد که او را بردارند و از پیش این متخصص به نزد آن متخصص ببرند ، مگر این که برای ناراحتی تامی در خانه هم کاری بکنند. 

 

وضعیت آخر/ امی ب. هریس ، تامس ای. هریس

- ۱۳٩۳/۱/٢٤

اتکاء به یک شخص برای برآورده ساختن همۀ نیازهای عاطفی برنامه ای است محکوم به شکست. حرارت زیبای " فقط من و تو ، عزیزم " خیلی زود سرد می شود. این نکته به هر حال واقعیت دارد، حتی اگر هر دو طرف هم احساسی همانند داشته باشند. وقتی هیچکسِ دیگری جز همان یک نفر در زندگی وجود نداشته باشد، اتکاء متقابل سیستمی بسته ایجاد می کند. عشق و محبت رفته رفته تبدیل به ترس می شود، ترس ِ از دست دادن تنها منبع تسکینهای عاطفیست. حالت نزدیکی ِ اوائل آشنایی به تدریج جای خود را به احساس مراقبت می دهد. اگر تو همه چیز منی، من به خود اجازه نمی دهم که ترا برنجانم. وقتی تا این حد به کسی نیاز داشتیم واقع بینی مشکل می شود. شکل این رابطه به سرعت چارچوبی ثابت پیدا می کند. دو نفر برای حفظ زندگی خود به هم متکی هستند ، اما نزدیک نیستند. بتدریج بی حوصله می شوند چرا که بزودی همۀ گذشتۀ یکدیگر و خصوصیات و علائق و حتی لطیفه های یکدیگر را می دانند و در این موقع است که هر دو حسّاس می شوند. گلایۀ " دیگه هیچوقت به من نمیگی دوستت دارم " ، پاسخِ   " میدونی دوستت دارم " را به دنبال دارد که ضمنا کمی هم چاشنی عصبانیت به آن زده اند. 

شرط لازم برای روابط سالم اجتماع است: بودن در جمع دوستان و آشنایان و همکاران، شرکت همۀ خانواده در گروههای اجتماعی و یا گروههایی با علائق و هدفهای مشترک که هر یک از اعضای خانواده شخصا در آن عضو باشد. اگر زندگی شما بر پایۀ " فقط و فقط یکی " استوار است، منتظر " هیچکس و تنهایی " باشید. بت پرستی چیزی نیست جز این سراب واهی که اگر ما کسی را به اندازۀ کافی ستایش کنیم، او ما را تا ابد دوست خواهد داشت. واقعیت این است که مردم غالبا ما را مایوس می کنند، بخصوص وقتی ترجیح می دهند به جای بت بودن ، آدمی واقعی باشند.

 

ماندن در وضعیت آخر / امی ب. هریس ، تامس ای. هریس

- ۱۳٩۳/۱/٢۱

نوازش ، در اساسی ترین شکل خود، یعنی وارد شدن به دنیای  آگاهی شخص

 

ماندن در وضعیت آخر / امی ب. هریس ، تامس ای. هریس

کتاب هایی را که خوانده ام مانند غذاهایی که خورده ام به یاد نمی آورم ، با این همه همان ها مرا ساخته اند. (امرسون)
کدهای اضافی کاربر :