از کتاب هایی که می خوانم ...
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
- ۱۳٩۳/۱٠/٢۱

 

- مردمان دُژآگاه باستان، جهان را یک دستگاه نشناخته، از این رو خدا را بیش از یکی می پنداشته اند.

ﺁﻧﭽﻪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﺨﺪﺍ ﺭﺍﻩ ﻣﻴﻨﻤﺎﻳﺪ ﺍﻳﻦ ﺟﻬﺎﻧﺴﺖ ﻛﻪ ﻣﻴﺮﺳﺎﻧﺪ ﻫﺴﺖ . .. از چه بود خدا و از آغاز آفرش کسی را دانشی نیست و نتواند بود، و باید به خاموشی گرایید و دنبال گمان و پندار را نگرفت

 

ورجاوند بنیاد/احمد کسروی

- ۱۳٩۳/۱٠/٢۱

 

- شما اگر زیست دو پرستوک را بسنجید، ناگزیرید بخدا خستوان باشید 

رشتۀ خواهشها در دست خداست ... 

- ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ ﺍﺯ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﺍﺭﻭﭘﺎ، ﭼﻮﻥ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺭﺍ ﺟﺰ ﻧﺒﺮﺩ ﺯﻧﺪﮔﺎﻥ، ﻭ ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺍ ﺟﺰ ﻧﺒﺮﺩﮔﺎﻩ ﺁﻧﺎﻥ ﻧﺸﻨﺎﺧﺘﻪ ﺍﻧﺪ،. ﺍﻳﻨﺎﻥ ﻧﻴﺰ ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺍ ﺟﺰ ﻧﺒﺮﺩﮔﺎﻩ ﺁﻧﺎﻥ ﻧﺸﻨﺎﺧﺘﻪ ﺍﻧﺪ،. ﺍﻳﻨﺎﻥ ﻧﻴﺰ ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﺭ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﻴﺰﺍﺭﻱ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ، ﺍﻳﻦ ﮔﻔﺘﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺷﻮﭘﻨﻬﺎﻭﺭ ﻣﻲ ﺁﻭﺭﻧﺪ: بهترین چاره برای آدمیگری، خودشکی یا زن ناگرفتنست "

- نیچه و شوپنهاور و ولتر و اینگونه دانشمندان اروپایی با دروغ جنگیدند ولی به راست نرسیدند

- دانشها گفتگو از کارگاه می کنند و ما دارنده کارگاه را در پشت سر آن می بینیم 

 

ورجاوند بنیاد/احمد کسروی

کتاب هایی را که خوانده ام مانند غذاهایی که خورده ام به یاد نمی آورم ، با این همه همان ها مرا ساخته اند. (امرسون)
کدهای اضافی کاربر :