از کتاب هایی که می خوانم ...
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
- ۱۳٩٥/٦/۱٦

گاهی وقتها که احساس اندوه می کردم، به این علت بود که خود را غیر از آنچه بودم می پنداشتم و سپس برای بدبختی و دردمندی آن اشخاص احساس تاسف می کردم. به طور مثال، خود را مدرس دانشگاهی می پنداشتم که به مقام استادی نرسیده و کسی حاضر نیست به سخنرانی های او گوش بدهد؛ یا کسی که فلان نافرهیخته درباره اش بدگویی می کند، یا فلان شایعه پراکن درباره اش دروغ و شایعه می سازد؛ یا عاشقی که شیفته دختری است که به او توجه نمی کند؛ یا بیماری که به واسطه بیماری خانه نشین شده است؛ و یا اشخاص دیگری که به مصیبت های مشابه مبتلا هستند. من هیچ یک از اینها نبوده ام، همه اینها پارچه ای هستند که از آن لباسی ساخته شده و من برای مدت کوتاهی آن را بر تن کرده ام، سپس، برای تعویض با تن پوش دیگری آن را کنار گذارده ام.
اما پس از تمام اینها خود من کیستم؟ مردی هستم که کتاب «جهان به مثابه اراده و تصور» را نوشته است، اثری که برای مشکل بزرگ هستی راه حلی ارائه کرده که شاید همه راه حلهای پیشین را بلا استفاده کند... من اینگونه مردی هستم و چه چیز می تواند در این سالهای اندکی که پیش رو دارد، مزاحم او باشد.

آرتور شوپنهاور 

- ۱۳٩٤/٩/٢

 

از چشم‌انداز جوانی که بنگری، زندگی آینده‌ای دراز و بی‌پایان است؛ ولی از چشم‌انداز پیری، تنها گذشته‌ای بسیار کوتاه به چشمت می‌آید. وقتی با کشتی دور می‌شویم، اجزاری ساحل ریز و ریزتر می‌شوند و امکان شناسایی و تمایزشان نیز کمتر؛ هم‌چون سال‌هایی که پشت سر نهاده‌ایم با همه رویدادها و تکاپوهایشان.

درمان شوپنهاور/ اروین دیوید یالوم. ص 429
 
- ۱۳٩٤/۸/٢٩

 

همه آرزوها از نیاز سرچشمه می‌گیرد، یعنی از کمبودها و از رنج‌ها.

 

آرتور شوپنهاور 


- ۱۳٩٢/۱۱/٢۸

در سراسر زندگی احساس تنهایی شدید کرده ام و همواره از اعماق قلبم آه کشیده و انسانی را طلب کرده ام. اما افسوس، بیهوده بود من در تنهایی باقی مانده ام، اما می توانم با صداقت بگویم که خطای من نبوده است، زیرا از هرکس که انسان بود روی برنگردانده و دوری نکرده ام.

 

آرتور شوپنهاور 


- ۱۳٩٢/۱۱/٥

وقتی اغلب انسان ها در انتهای زندگی خود به گذشته می نگرند، در می یابند که سراسر عمر عاریتی و گذرا زیسته اند. آن ها متعجب خواهند شد وقتی بفهمند همان چیزی که اجازه دادند بدون لذت و قدردانی سپری گردد، همان زندگی شان بوده است. بنابراین، بشر با حیله امیدواربودن فریب خورده و در آغوش مرگ می رقصد.

 


آرتور شوپنهاور

 

کتاب هایی را که خوانده ام مانند غذاهایی که خورده ام به یاد نمی آورم ، با این همه همان ها مرا ساخته اند. (امرسون)
کدهای اضافی کاربر :