از کتاب هایی که می خوانم ...
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: کتابدوست - ۱۳٩٢/٥/٧


- الو. 
    - بفرمایید. 
    - سلام دخترم. 
    - سلام؛ بفرمایید. 
    - آموزشگاه موسیقی؟ 
    - بله. 
    - می تونم با آقای کیا صحبت کنم؟ 
    - ایشون تشریف ندارن. 
    - چطور؟ 
    - چی چطور؟ 
    - چرا تشریف ندارن؟ 
    - امروز؛ روز کاریشون نیست. 
    - آهان فکر کردم خدای نکرده گرفتاری براشون پیش آمده. 
    - شما امری داشتین؟ 
    - ببخشید! شما به ساز واردید؟ 
    - برای نوه تون می خواین؟ 
    - نه؛ برای خودم. 
    - چه خوب. 
    - می خوام بدونم کی درس میده؟ 
    - چه سازی؟ 
    - ساکسیفون. 
    - ...
    - دارین می خندین؟ 
    - ... 
    - الو؟ 
    - هاها – نه؛ ببخشید. آب دهنم پرید توی گلوم. 
    - نفرمودید؟ 
    - چی رو؟ 
    - کی ساکسیفون درس میده؟ 
    - اینجا؟ 
    - خب آره دیگه. 
    - اینجا کسی ساکسیفون درس نمیده. 
    - پس چرا آقای کیا اینهمه تعریف آموزشگاه را می کرد. 
    - نظر لطفشونه. ولی شما مستحضرید که... 
    - که چی؟ 
    - که ساکسیفون ساز سنتی نیست. 
    - شما سنتی کارید؟ 
    - بله ما در اینجا بیشتر سازهای ایرانی را آموزش می دیم. 
    - کی گفته ساکسیفون غربیه؟ 
    - ... 
    - اصلاشما ریشه همه چیز را جست وجو کنید؛ سر از ایران درمیاره. 
    - شاید حق با شما باشه. 
    - حتما حق با منه. من هشتادسال موهامو توی آسیاب سفید نکردم. 
    - درسته. حالاچرا ساکسیفون؟ 
    - دوست دارم. 
    - آخه ساکسیفون احتیاج به نفس قوی داره چون ساز بادیه. 
    - از قدیم گفتن دود از کنده بلند میشه. 
    - حتما... برام جالبه چرا از میون اینهمه ساز ساکسیفون را دوست دارین و چرا اینقدر دیر به فکر یادگیری افتادین؟ 
    - چون الان فراغت دارم. 
    - برای چی؟ 
    - برای اینکه واسه دلم زندگی کنم. طوریه؟ 
    - ... 
    - بچه که بودم واسه دل پدرومادرم زندگی کردم. بزرگ شدم واسه دل شوهر و بعد بچه و بعد نوه. حالاکه همه رفتن سی خودشون تا نوبت دل عزراییل نشده، می خوام واسه دل خودم زندگی کنم. 

 

درام های تلفنی / سوسن مقصودلو / روزنامه شرق 
    

کتاب هایی را که خوانده ام مانند غذاهایی که خورده ام به یاد نمی آورم ، با این همه همان ها مرا ساخته اند. (امرسون)
کدهای اضافی کاربر :