از کتاب هایی که می خوانم ...
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: کتابدوست - ۱۳٩٢/٥/۱

آمد روبه‌رویم ایستاد. چشم‌هایش را بست. بعد پلکش را آرام باز کرد و به بالا نگاه کرد، سفیدی چشم‌هایش از سفیدی برف‌ها، یک‌دست‌تر و سبک‌تر بود. بعد سیاهی چشم‌هایش را دوخت به من. گفت: «دوستم داری هنوز؟». گفتم: «همیشه دوستت داشته‌ام». گفت: «فقط و فقط من را دوست داری؟». گفتم: «فقط و فقط تو را دوست دارم». گفت: «دروغ می‌گویی». گفتم: «راست می‌گویی!». آن‌وقت راهش را کشید و رفت. حالا من ایستاده‌ام این‌جا. منتظر دختری که درک کند یک عاشق دوست ندارد، هرگز روی حرف معشوقش حرفی بزند. این مساله‌ی خیلی مهمی است که دخترها نمی‌توانند به‌راحتی درکش کنند. عاشقی که دوست دارد وقتی معشوقش می‌گوید دروغ می‌گویی، دروغ گفته باشد.

پ.ن: دخترها به‌راحتی نمی‌توانند درکش کنند/ پوریا عالمی

کتاب هایی را که خوانده ام مانند غذاهایی که خورده ام به یاد نمی آورم ، با این همه همان ها مرا ساخته اند. (امرسون)
کدهای اضافی کاربر :