از کتاب هایی که می خوانم ...
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: کتابدوست - ۱۳٩٢/٤/٢۸

مری به شیوۀ سرد و خشک خود گفت : او از من خوشش نخواهد آمد. هیچ کس از من خوشش نمی آید.

مارتا به دقت نگاهش کرد و به آرامی چنان که گویی مشتاق دانستن است پرسید: تو از خودت خوشت می آید؟

او پاسخ داد: نه ، نمی دانم- راستش پیش از این هرگز به این فکر نکرده ام .

مارتا پوزخندی زد و خاطره ای آشنا به ذهنش رسید و گفت : این سوال یا مادرم یک بار از من پرسید. مادرم سر تشت رختشویی بود و من روحیۀ بدی داشتم و از همه بد می گفتم. مادرم رو به من کرد و گفت : تو دخترک بد اخلاق .تو ! چطور به خودت اجازه می دهی که بگویی از این خوشم نمی آید و از آن خوشم نمی آید! تو از خودت خوشت می آید؟ و من به خنده افتادم و در ظرف یک دقیقه سر عقل آمدم و روحیه ام را باز یافتم . 

 

باغ مخفی/ فرنسیس هاجسن برنت

کتاب هایی را که خوانده ام مانند غذاهایی که خورده ام به یاد نمی آورم ، با این همه همان ها مرا ساخته اند. (امرسون)
کدهای اضافی کاربر :