از کتاب هایی که می خوانم ...
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: کتابدوست - ۱۳٩٢/٤/٢٧

- عشق، همان نیروی لایزال که بنده و کدخدای نمی شناسد.ارزش شایان آدمی و ویژۀ خود اوست، از گریبان فقر هم عشق سر می کشد.

- بعضی مردها از عمری که دارند پیرترند. پیرتر که نه پخته تر

- روز رنگی دیگر می گیرد هنگامی که زورگار تو زیر و زبر شده است، غروب سرخ است یا تیره ؟ تو چگونه اش می بینی؟ تا چگونه اش ببینی؟شب نور باران است ، ان هنگام که قلب پرفروز باشد. غروب گنگ است اگر قلب و روح گنگ باشد. 

- آدم بیابان همچو عقاب است ، ازاد و ناپرابسته و هرگاه که او را به دام بیاندازند و میان چار دیواری تنگ بسته اش بدارند که همه افتاب را نتواند ببیند و همه نسیم را نتواند ببوید و همه نواهای بیگانه و اشنای دشت و بیابان را نتواند بشنود، در غمی دلازار ته نشین میشود. 

 

پ.ن : کلیدر / محمود دولت آبادی /جلد اول

کتاب هایی را که خوانده ام مانند غذاهایی که خورده ام به یاد نمی آورم ، با این همه همان ها مرا ساخته اند. (امرسون)
کدهای اضافی کاربر :