از کتاب هایی که می خوانم ...
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: کتابدوست - ۱۳٩٢/٤/٢٤

" یکی از بزرگترین و جذاب ترین خصوصیات کتاب های خوب ( که وادارمان میکند نقش بسیار اساسی و در عین حال محدودی که خواندن در زندگی معنوی مان دارد را ببینیم ) این است که ممکن است نویسنده آن را " نتیجه گیری" بنامد و خواننده " انگیزش" . ما قویا احساس می کنیم، خِرَدمان از آنجایی آغاز می شود که از آنِ نویسنده قطع می شود و مایلیم پاسخ های مان را بدهد حال آن که تنها کاری که از عهدۀ او برمی آید این است که امیال مان را تشدید کند... این است ارزش خواندن کتاب و نیز ناکارایی آن. هرگاه آن را به اصلی در زندگی تبدیل کنیم به معنی آن است که به چیزی که انگیزه ای بیش نیست نقش مهم تری محول کنیم. خواندن کتاب بابِ زندگی معنوی است، می تواندما را به آن وارد کند ولی آن را برایمان به وجود نمی آورد "

" تا وقتی کتاب خواندن برای ما عامل تحریک کننده ای باشد که جادویش کلید فتح باب مکانهای عمیقی در وجودمان بشود، که جز از این طریق به آن دسترسی نیست، نقش آن در زندگی مان قابل احترام است. از طرف دیگر اگر به عوض بیدار کردن ما نسبت به زندگی مستقلِ ذهن، جای آن را بگیرد، به طوری که حقیقت دیگر از نظرمان آرمانی نباشد که با گسترش افکار خودمان و به نیروی تلاش قلبی مان متحقق بشود، و فقط عنصری مادی باشد که میان اوراق کتاب جا خوش کرده، همچون عسلی که دیگران برایمان تدارک دیده اند کافی است که ما دستمان را دراز کنیم و آن را از طبقۀ کتابخانه برداریم و با خیال آسوده و آرامش و مفعولانه امتحان کنیم، و در آن صورت کتاب چیز خطرناکی است " 1

 

پ.ن : * پروست چگونه می تواند زندگی شما را دگرگون کند؟ /آلن دوباتن

کتاب هایی را که خوانده ام مانند غذاهایی که خورده ام به یاد نمی آورم ، با این همه همان ها مرا ساخته اند. (امرسون)
کدهای اضافی کاربر :