از کتاب هایی که می خوانم ...
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: کتابدوست - ۱۳٩۳/۱۱/٩

شاید هیچ کس را نتوان یافت که با همه پارسایی، روزی بر اثر چیرگی شرایط انسانی ناگزیر از همراهی با گناهی نشود که بیش از همه طردش می کند - البته بطوریکه بتواند به طور کامل واقعیت های ویژه ای را که گناه در پس آنها پنهان شده است تا به او نزدیک شود و رنجش دهد، بازشناسد: گفته های شگرف، حرکتی نامفهوم که شبی از کسی که بسیار دلیل ها برای دوست داشتنتش دارد، سر میزند. 

اما برای آقای ونتوی، بیش از هرکس دیگری، کنار آمدن با یکی از آن وضعیت هایی که به خطا می پنداریم تنها نصیب مردمان بی بند و بار میشو دردناکتر بود: چنین وضعیت هایی هربار که گناهی نیاز به تهیه مکان و امنیت ضروری برای خود داشته باشد پیش می آید، گناهی که خود طبیعت در کودک می پروراند و گاهی به آسانی و فقط با در هم آمیختن فضایل پدر و مادر ، آنگونه که رنگ چشمان.

واقعیت ها به دنیای اعتقادات ما راهی ندارند، پدید آورندۀ انها نبوده اند پس نمی توانند خرابشان کنند، هر اندازه پیگیرانه که انکارشان کنند باز سستشان نمی توانند کرد، و حتی اگر بهمنی از بدبختی و بیماری پی در پی بر خانواده ای فرو ببارد، در باور آنها به لطف خداوند یا کاردانی پزشک خانواده خلل نمی افتد ...

 

طرف خانه سوان / پروست /ص 232

کتاب هایی را که خوانده ام مانند غذاهایی که خورده ام به یاد نمی آورم ، با این همه همان ها مرا ساخته اند. (امرسون)
کدهای اضافی کاربر :