از کتاب هایی که می خوانم ...
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: کتابدوست - ۱۳٩۳/٩/۱۸

رابرت در پژوهشهایش در زمینه اسطوره های یونانی ، ژرمنی ، سلتی و سامی به این نتیجه رسید که اساطیر اروپایی را فقط در پرتو باور به وجود یک دوران مادرسالاری اولیه می توان به درستی درک کرد ... وی در مقدمه کتاب معروفش اسطوره های یونانی می نویسید :

اروپای باستان خدایی نداشت. این الهه بزرگ بود که نامیرا، تغییرناپذیر و قادر مطلق به شمار می امد. مفهوم پدر بودن وارد اندیشه مذهبی نشده بود. او معشوقه هایی برای خود برمی گزید، اما هدفش لذت بردن بود، نه یافتن پدری برای فرزندانش. مردان از مادرسالاری می ترسیدند، او را ستایش می کردند و فرمانبردارش بودند. اجاقی که او در غار یا کلبه از آن نگهداری می کرد، نخستین کانون اجتماعی بود و مادرانگی، نخستین راز . 

حتی زمانی که زنان بر امور دینی سیطره داشتند، شاهدی در دست نیست که نشان دهد مردان بدون نظارت زنان از کار کردن در بعضی عرصه ها محروم بوده اند. لذا می توان تصور کرد بسیاری از خصوصیات جنس ضعیف شده را که قبلا گمان می رفت به لحاظ کارکردی، ویژه مردان بوده است ، انها خود برگزیده بودند. اموری مثل ماهیگیری ، جمع اوری بعضی مواد غذایی، نگهداری دامها و کمک به دفاع از مرزهای قبیله در مقابل متجاوزان به آنها واگذار می شد ، البته مادام که از قانون مادرسالاری تخطی نمی کردند

از درماندگی تا ظهور اسطوره / محمد حسن معافی

کتاب هایی را که خوانده ام مانند غذاهایی که خورده ام به یاد نمی آورم ، با این همه همان ها مرا ساخته اند. (امرسون)
کدهای اضافی کاربر :