از کتاب هایی که می خوانم ...
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: کتابدوست - ۱۳٩۳/۳/٧

وقتی پسر بچه بودم آنچه در سفرهای با قطار برایم باعث تفریح می شد این بود که از سوراخ توالت، ریل ها را تماشا کنم . به کسانی که بین دو ایستگاه به خواب رفته بودند ، نگاه می کردم . مارمولک های غافلگیر شده را بین علفزارها می دیدم و دخترانی زودگذر را که در زیر پل ها آبتنی می کرند. 

اولین مرتبه ای ک سوار طیاره شدم بسیار عاقلانه فکر کردم از سوراخ مستراح طیاره به پایین نگاه کردن نسبت به سوراخ قطار حتما دنیایی خیلی زیباتری را پیش چشمت به نمایش می گذارد. از آن بالا می توانی حیاط های خانه های مردم را تماشا کنی . گاوهایی را ببینی که در دشت های پر از شقایق گردش می کنند. می توانی مثلا یوزپلنگ همینگوی را ببینی که در زیر برف های کوه کلیمانجارو به سنگ تبدیل شده است، ولی بسیار مایوس برجای ماندم چون آن آینۀ زندگی درش بسته بود و عمل عادی ادرار کردن ممکن بود جانت را به خطر بیندازد 

یادداشتهای پنج ساله / گابریل مارسیا مارکز 

کتاب هایی را که خوانده ام مانند غذاهایی که خورده ام به یاد نمی آورم ، با این همه همان ها مرا ساخته اند. (امرسون)
کدهای اضافی کاربر :