از کتاب هایی که می خوانم ...
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: کتابدوست - ۱۳٩٢/٤/٢٦

 من کشته مرده ی این نیستم که خودمو قربونی ایده های سر خرمن حضرات عالیه کنم. بالعکس ، وقتی فکرش رو میکنم دلم از همین الان به حال پسرم میسوزه که یه روزی باید رٌل مدافع سرزمین آبا و اجدادی رو بازی کنه . اگه نویسنده بودم میزدم رو دست خانم سوتنر، کتابی به مراتب بهتر علیه جنگ می نوشتم . هرچی که باشه جنگ در نهایت یعنی ادم کشی مجاز. وقتی آدمایی که راس کارن ، گیر می کنن و دیگه نمی دونن چه سیاستی رو پیاده کنن و مشکلات اقتصادی رو چه جوری حل کنن. از پشت پستو عروسک میهن پرستی رو در می آرن . کفش و کلاهش هم می کنن تا مترسکشون جور جور شه : آخه مترسک میهن پرستی یه پاپوش به اسم دشمن ِ خونی و یه سرپوش به اسم شهامت طلبی لازم داره.معلومم هست که بعدش همه شون میگن راهشون راه حقه و پای خداهاشونو می کشن وسط .آخر سر هم این پدرا و مادرا و بچه های از دنیا بی خبرن که بایست تاوان جنگ رو بدن. جناب اقای ارتشبد هفت تا مدال و یه ملک اربابی میگیره ،  اون وقت بازمانده های بینوای کشته ها اگه سه مارک ماهونه ای که بابت از دست دادن باباشون می گیرن نباشه . کارشون ساخته س . بابت پسرا هم پولی به کسی نمیدن . اونا مجانی ان . ۱

 

پ. ن ۱: بعضی ها هیچ وقت نمیفهمن / نامه بابام / کورت توخولسکی

کتاب هایی را که خوانده ام مانند غذاهایی که خورده ام به یاد نمی آورم ، با این همه همان ها مرا ساخته اند. (امرسون)
کدهای اضافی کاربر :