از کتاب هایی که می خوانم ...
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: کتابدوست - ۱۳٩٢/٤/٢٦

در تمام زبان هایی که از زبان لاتین مشتق میشود ، کلمۀ " همدردی" (Compassion)  را با پیشوند"com"   و ریشۀ "passio" می سازند... که در اصل به معنای ''رنج و مشقت " است . در زبان های دیگر – مثلا چک ، لهستانی ، آلمانی و سوئدی – این کلمه به وسیلۀ یک اسم متشکل از پیشوندهای پیوسته با کلمۀ "احساس" توصیف می شود .

در زبانهای مشتق از زبان لاتین، کلمه همدردی به این معناست که آدمی نمی تواند به رنج دیگران بی تفاوت باشد ... به عبارت دیگر ، انسان نسبت به کسی که رنج میکشد احساس علاقه می کند. کلمۀ دیگری که تقریبا همان معنا را دارد عبارت رقت است (به انگلیسی pity  ، به ایتالیایی pieta  و....) که حتی نوعی "بخشایش" و "گذشت" در مقابل انسان دردمند را تلقین میکند ،  اما احساس رقت کردن نسبت به یک زن به معنای بهتر و بالاتر بودن از او  است ، به معنای خم شدن و دست او را گرفتن است .بدین سبب ، کلمۀ همدردی معمولا بد گمانی را برمی انگیزد. این کلمه احساسی را نشان می دهد که درجۀ دوم تلقی می شود و با عشق ارتباط چندانی ندارد. کسی را از روی همدردی دوست داشتن ، دوست داشتن حقیقی نیست.

در زبانهایی که واژه همدردی نه با ریشۀ " رنج و مشقت " بلکه با کلمۀ " احساس " ساخته می شود ، واژه تقریبا به یک معنا به کار می رود ، اما مشکل می توان گفت که احساس بد یا متوسطی را بیان میکند . نیروی پنهانی ریشۀ لغت ، پرتو دیگری بر این لفظ می افکند و به آن معنای گسترده تری می بخشد . همدردی (احساس مشترک ) به معنای شریک شدن در بدبختی دیگری و هم چنین درک مشترک هرگونه احساس دیگری مثل شادی ، اضطراب ، خوشبختی و درد است . این گونه همدردی – به معنای که در زبانهای لهستانی ، المانی یا سوئدی به کار میرود – عالی ترین توان تخیل احساس است و هنر القای تاثرات را نشان می دهد . در سلسله مراتب احساسات این عالی ترین احساس است ۱.

پ.ن ۱: بار هستی/ میلان کوندرا

کتاب هایی را که خوانده ام مانند غذاهایی که خورده ام به یاد نمی آورم ، با این همه همان ها مرا ساخته اند. (امرسون)
کدهای اضافی کاربر :