از کتاب هایی که می خوانم ...
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: کتابدوست - ۱۳٩٢/٤/٢٥

در مدرسه آموخته بودند که خدا جهان را آفرید. سوفی کوشید خود را با این فکر دلداری دهد که این احتمالا بهترین راه حل کل مسئله است. ولی باز اندیشۀ تازه ای به سرش تاخت. می توان پذیرفت که خدا جهان را آفرید، اما خود خدا چی؟ آیا خدا خودش را از عدم آفرید؟ دوباره چیزی در ژرفای نهادش به صدا در آمد. 

اگر هم تصور کنیم که خدا قادر است همه چیز را بیافریند، آیا پیش از آنکه " وجود" یابد و با آن دست به آفریسن زند می توانست خود را بیافریند؟ پس فقط یک امکان باقی می ماند:  خدا همیشه وجود داشته است . ولی چنین امکانی را قبلا رد نکرده بود؟ مگر نه هر چیزی که وجود دارد می باید روزی به وجود آمده باشد؟ لعنت بر شیطان !  1

 

پ.ن : دنیای سوفی/ یوسِتین گُردِر/ص : 17

کتاب هایی را که خوانده ام مانند غذاهایی که خورده ام به یاد نمی آورم ، با این همه همان ها مرا ساخته اند. (امرسون)
کدهای اضافی کاربر :