از کتاب هایی که می خوانم ...
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: کتابدوست - ۱۳٩٢/۸/٢٠

اتواتنوگرافی (Auto ethnography )یا «خود مردم نگاری» به مثابه یک رویکرد روش شناسانه در مطالعات حوزه علوم انسانی، اجتماعی و فرهنگی است.

به تعبیر گافمن در کتاب «بازنمایی خود در زندگی روزمره»، تجربه های شخصی زندگی ما به مثابه داده یا دیتا برای فهم فرهنگ و زندگی اجتماعی به کار گرفته می شود.  از همین رو باید گفت که تبارشناسی مطالعات مربوط به اتواتنوگرافی به دهه  60و 70 بازمی گردد که کسانی مانند اروینگ گافمن و... در علم جامعه شناسی و البته پیش از آنان، آنتروپولوژیست ها یا مردم شناسان به صورت گسترده ای از زندگی شخصی خود به عنوان داده استفاده می کردند؛ به گونه ای که ما بتوانیم کارهایی را که در زندگی روزمره خود انجام می دهیم، تجربه هایی را که به عنوان یک شهروند کسب می کنیم، فعالیت هایی را که به عنوان فعالیت های شغلی یا فراغتی است، یا نقش های اجتماعی که به عنوان پدر، مادر، همسر، معلم و... در زندگی ایفا می کنیم به عنوان «داده» برای «تولید دانش» به خدمت بگیریم. 

«نادیده انگاری خود»؛ پیش فرض رویکرد پوزیتیویسم 

اهمیت بحث اتواتنوگرافی در این واقعیت نهفته است که عمده روش های حاکم بر مطالعات علوم انسانی- اجتماعی در تمام رشته ها اعم از اقتصاد، مدیریت، آموزش و پرورش، جامعه شناسی، تاریخ و... مبتنی بر نوعی حذف خود، نادیده انگاری «خود»، انکار «خود» و بعضاً ستیز با «خود» شکل گرفته اند. 
در رویکردهای بسیار کلاسیک ارتودکسی پوزیتیویسم یا تحصل گرایی این موضوع یعنی «حذف خود» آنقدر عریان و بدیهی است که نیاز به توضیح ندارد؛ زیرا پیش فرض رویکرد پوزیتیویسم یا تحصل گرایی این بود که دانش باید به شیوه objective یا عینی به دست آید و مفهوم عینیت در واقع مفهومی بود که موجب می شد فرد برای پرهیز از ارزش داوری، پرهیز از دخالت های عاطفی یا احساسی، پرهیز از تعصب و اشکال گوناگون جانبداری های ایدئولوژیک، تا آنجایی که ممکن است از «خود» فاصله بگیرد. 
نخستین شکل بارز این حذف «خود» در آکادمی های مدرن این بود که «I» یا «من» فاعلی باید سرکوب می شد و محقق زمانی که به عنوان یک انسان دانشگاهی مقاله ای را می نویسد نباید بگوید «من»؛ چرا که او در دستگاه علم چه کسی باشد که بخواهد ابراز وجود کند! در نثر آکادمیک مرسوم پوزیتیویستی ما باید بگوییم گفته می شود که...، می گویندکه...، باید با زبان مجهول صحبت کنیم. آتوریته یا اقتدار دانش به «من گوینده» یا «فاعل شناسا» بازنمی گشت بلکه به «روش» بازمی گشت. «من» دارم روش مند حرف می زنم، به این معنا که «من» دیگر حرف نمی زنم و یک دستگاه مکانیکی به نام «روش» می خواهد تمام حقیقت را بر ملاکند. 
    
«فرمالیزم روش زدگی»؛ بزرگ ترین بحران علم است 

به همین دلیل مهم ترین کاری که محقق دانشگاهی باید می کرد، حذف «من» از تمام نوشته های خود بود و این حذف، حذفی بسیار خشونت بار در تاریخ علم است. چرا که زمانی که «من» فاعلی در نوشته حذف می شود تنها من نویسنده نیستم که حذف می شوم بلکه تمام تجربه های تاریخی، جمعی و قومی یک ملت است که حذف می شود. 
«من محقق» به عنوان یک فرد نیستم که می اندیشم؛ بلکه به عنوان یک روشنفکر، به عنوان وجدان بیدار جمعی و به تعبیر گلدمن به عنوان کسی که حداکثر آگاهی ممکن از ارزش ها، نگرش ها، ایدئولوژی و تجربه گروه اجتماعی خود را دارم باید حذف شوم؛ و این به این معناست که «گروه من» باید حذف شود که این حذف به تدریج بحرانی را در علم به وجود می آورد که من به آن می گویم «حاکمیت فرمالیزم روش شناختی». 
حاکمیت فرمالیزم روش شناختی یعنی این که محتوای علم در خدمت صورت آن قرار می گیرد؛ دیگر مهم نیست «من» چه می گویم یا چه می اندیشم؛ «من» کیستم یا چیستم؛ درباره چه کسی صحبت می کنم و حتی مهم نیست که مخاطب من کیست، بلکه مهم این است که «من»، قواعد صوری دانش را رعایت کرده ام. این همان چیزی است که برخی به آن «روش زدگی» می گویند. صورت مشروع به پدیده ای دادن، بزرگترین بحران علم است؛ که مانند تمام بحران های دیگر مدرنیته، در کشورهایی همچون کشور ما بیشتر خود را نشان می دهد. 
 ما در فرایند مدرن شدن، آسیب های مدرنیته را به کمال به دست می آوریم بدون این که لزوماً پیامدهای سازنده آن را در حد کمال به دست آوریم. در آسیب های آن با همه دنیای غرب شریک هستیم، اگرچه در مواهب آن شریک نیستیم. یکی از آسیب های علم مدرن، «فرمالیزم روش زدگی» است. که این به علت حذف «من محقق» یا «فاعل شناسا» از درون چارچوب علم و آتوریته علم است. ...


علم از پشت عینک «من» /دکتر نعمت الله فاضلی / روزنامه ایران : شماره 5506 
    

کتاب هایی را که خوانده ام مانند غذاهایی که خورده ام به یاد نمی آورم ، با این همه همان ها مرا ساخته اند. (امرسون)
کدهای اضافی کاربر :