از کتاب هایی که می خوانم ...
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: کتابدوست - ۱۳٩٢/٦/۱٩

در شعرهای شما خیلی احساس تنهایی وجود دارد؛ چرا؟

خب، انسان به طور فلسفی تنهاست. من درباره این مقوله زیاد مطالعه کردم. به قول هاید‌گر: «انسان موجودی است پرتاب شده در هستی»؛ مثل کسی که پرتاب شده است در وسط دریا. این آدم دو تا راه دارد: یا داد و بیداد کند که من دارم غرق می‌شوم؛ یا اینکه به قول بودیست‌ها برود زیر آب و ببیند چه خبرهایی هست.

و شما راه دوم را انتخاب کردید؟
بله، وقتی تاریخ را بیشتر خواندم، دیدم تاریخ تنهایی آدم به شروع مدرنتیه برمی‌گردد.
چرا مدرنیته؟ مگر مدرنیته، عصر تکنولوژی و پیشرفت و حضور وسایل ارتباط جمعی نیست؟
چون تا قبل از مدرنیته، در عرصه اقتصادی و فرهنگی دو نهاد وجود داشت که تکلیف را روشن می‌کرد. در حوزه اقتصاد ارباب‌ها و در حوزه فرهنگ کلیسا. اربابیت، حوزه فعالیت‌ آدم‌ها را مشخص می‌کرد و کلیسا هم می‌گفت که این‌گونه زندگی کنید، بچه‌هایتان را این‌طور تربیت کنید و...


این فرم زندگی به تنهایی آدم‌ها دامن نمی‌زد؟ مثلا اینکه کسی آدم را نمی‌فهمد و...
نه! چون آدمی که به دنیا می‌آمد، زندگی برایش تعریف شده بود. در چارچوبی مشخص زندگی می‌کرد و بعد هم تمام می‌شد. این آدم‌ شاید اصلا به اینکه «زندگی یعنی چه» فکر نمی‌کرد و اگر هم کسی پیدا می‌شد و فکر می‌کرد، به سختی راه به جایی می‌برد. مدرنیته که آغاز شد، آدم‌ها آرام آرام قرار شد تشخصی پیدا کنند، حق و حقوقی داشته باشند و به قول معروف، هوای کلاهشان را خودشان داشته باشند.

یعنی آدمی تا قبل از مدرنیته تنها نبود چون به تنهایی فکر نمی‌کرد؟
نه، نبود! در تاریخ هنر هم اگر دقت کنید می‌بینید که هنر مدرن با مکتب رمانتیسیسم آغاز شد؛ یعنی با این تفکر که آدمی این حق را دارد که حس و حال شخصی‌اش را بیان کند و تکلیف‌اش را خودش با زندگی معلوم کند. تا جایی که ما می‌بینیم، این تنهایی با خودش وانهاد‌گی و اضطراب می‌آورد و هر چه جلوتر می‌رود این اضطراب و وانهاد‌گی بزرگ‌تر می‌شود؛ تا جایی که نمایشنامه بکت خلاصه می‌شود در همین چند کلمه: «من هیچ حرفی ندارم!» یا شما در آثار کافکا «مسخ‌شد‌گی» را می‌بینید، «تنهایی» را می‌بینید؛ عناصری که تقریبا در همه آثار مدرن وجود دارد.

 

پ.ن : گفتگو با شمس لنگرودی 

دانلود 

کتاب هایی را که خوانده ام مانند غذاهایی که خورده ام به یاد نمی آورم ، با این همه همان ها مرا ساخته اند. (امرسون)
کدهای اضافی کاربر :