از کتاب هایی که می خوانم ...
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: کتابدوست - ۱۳٩٢/٦/۱۸

- انسان به دو روش می تواند خرد کسب کند، بی رنج و از طریق آموزگار یا توآم با رنج و از طریق زندگی

- قرائن حاکی از آن است که اگر غمگین باشیم بهتر است تا شاد، خوشی برای بدن ما لازم است اما اندوه است که قدرت ذهن را تقویت میکند. چه بسا طبیعی است که وقتی همه چیز بر وفق مردا است خِرِفت بمانیم. وقتی که اتومبیل ما بدون نقص است چه انگیزه ای وجود دارد که عملکرد پیچیده درون آن را یاد بگیریم ؟ عشق به زنی که به او نیازمندیم اما در عین حال رنج مان می دهد و احساسات گوناگونی را در ما متجلی می کند بسیار عمیق تر و حیاتی تر از مرد نابغه ای است که توجه مان را جلب میکند، رابطه عاشقانه دردناکی را دنبال کردن به مراتب بهتر از خواندن آثار افلاطون و اسپینوزاست. 

- حس کردن چیزها در سطوحی معادل دانش اندوزی است، یک مچ پای در رفته به سرعت به ما حفط تعادل بدن را می آموزد ، سکسکه مجبورمان می کند که به جنبه های تاکنون ناشناختۀ شبکۀ تنفسی مان توجه کنیم و در فراق معشوق بودن معرفی کاملی است از ساز و کارِ ِ وابستگی عاطفی.

- افکاری که بدون رنج حاصل شده اند فاقد منبع مهمِ انگیزه اند.... حافظه ای بی نقص ابزار کارامدی برای مطالعه پدیدۀ حافظه نیست 

- تحمل رنج به تنهایی کافی نیست ، مهمترین صفت رنج بردن این است که امکاناتی برای هوشمندی و کنجکاوی خلّاق فراهم آورذ . 

- کل هنر زندگی در این است که از افرادی که باعث رنجش خاطر ما می شوند استفاده کنیم 

- اندوه ها زمانی که به اندیشه و نظر بدل شوند، مقداری از قدرت مجروح کردن قلب ما را از دست می دهند. با این و جود، اغلب ، رنج کشیدن در ما تبدیل به اندیشه و نظر نمی شود و به عوض آنکه درک بهتری از واقعیت به ما بدهد ما را در مسیر کُشندۀ نیاموختن سوق می دهد، که نه تنها در معرض توهم های  بیشتری قرار می گیریم بلکه از زمان پیش از رنج بردن هم کمتر به تفکر می پردازیم ... این یعنی یک رنجبرِ بد شده ایم.

 

پ.ن: پروست چگونه می تواند زندگی شما را دگرگون کند/آلن دوباتن

کتاب هایی را که خوانده ام مانند غذاهایی که خورده ام به یاد نمی آورم ، با این همه همان ها مرا ساخته اند. (امرسون)
کدهای اضافی کاربر :