از کتاب هایی که می خوانم ...
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: کتابدوست - ۱۳٩٢/٥/۱٧

آقای مجری : شعری که بلدی رو بخون 
فامیل دور : که با این درد اگر در بند در مانند ، درمانند. 
مجری : اینوکه ۳۰ بار خوندی . معنیش چیه؟ 
فامیل دور : اشاره داره به درهایی که واقعا در نیستن ، مثل نقاشی در روی دیوار. یعنی این دردها مارو شبیه اون درها میکنه . 
جیگیر : گفتم غم تو دارم ، گفتا غمت سرآید، گفتی یا نگفتی ؟ گفتی یا نگفتی؟ 
گفتی یا نگفتیـــــی؟ 
مجری : شاعر گفته به ما چه؟ 
ببعی : It's nice to be important, but it's more important to be nice 
مجری: نه شعر فارسی بخون 
ببعی : در گلستانه چه بوی علفی می آمد ، به به . 
کلاه قرمزی : دستم استخون نداره ، نون خورده و جون نداره ، دیلا دیلای لالای لای لای... 
پسرعمه زا : این بی‌تو پسر نمی‌شود یعنی چی؟ 
مجری : میگه بی تو به سر نمی‌شود، یعنی بدون تو نمی‌تونم زندگی کنم. 
فامیل دور : وای آقای مجری منو میگی؟ من از بچی آرزوم بود شما بگی بی تو نمیتونم زندگی کنم 

 

مجموعه کلاه قرمزی 

کتاب هایی را که خوانده ام مانند غذاهایی که خورده ام به یاد نمی آورم ، با این همه همان ها مرا ساخته اند. (امرسون)
کدهای اضافی کاربر :