از کتاب هایی که می خوانم ...
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: کتابدوست - ۱۳٩٢/٥/۱٠

وقتی چمدانش را به قصد رفتن بست ،
نگفتم: عزیزم، این کار را نکن .
نگفتم: برگرد
و یک بار دیگر به من فرصت بده .
وقتی پرسید دوستش دارم یا نه ،
رویم را برگرداندم.
حالا او رفته
و من
تمام چیزهایی را که نگفتم می شنوم.
نگفتم: عزیزم متاسفم ،
چون من هم مقّصر بودم.
نگفتم: اختلاف‌ها را کنار بگذاریم ،
چون تمام آنچه می‌خواهیم عشق و وفاداری و مهلت است.
گفتم: اگر راهت را انتخاب کرده‌ای ،
من آن را سد نخواهم کرد.
حالا او رفته
و من
تمام چیزهایی را که نگفتم می‌شنوم.
او را در آغوش نگرفتم و اشک‌هایش را پاک نکردم
نگفتم: اگر تو نباشی زندگی‌ام بی‌معنی خواهد بود.
فکر می‌کردم از تمامی آن بازی‌ها خلاص خواهم شد.
اما حالا، تنها کاری که می‌کنم
گوش دادن به چیزهایی است که نگفتم .
نگفتم: بارانی‌ات را درآر ...
قهوه درست می‌کنم و با هم حرف می‌زنیم .
نگفتم: جاده بیرون خانه
طولانی و خلوت و بی‌انتهاست .
گفتم: خدانگهدار، موفق باشی، خدا به همراهت.
او رفت
و مرا تنها گذاشت
تا با تمام چیزهایی که نگفتم زندگی کنم.

 

شل سیلور استاین

                                                       

کتاب هایی را که خوانده ام مانند غذاهایی که خورده ام به یاد نمی آورم ، با این همه همان ها مرا ساخته اند. (امرسون)
کدهای اضافی کاربر :