از کتاب هایی که می خوانم ...
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: کتابدوست - ۱۳٩٢/٥/٩

آنها که فکر میکنند شیطان طرفدار بدی و فرشته ها مدافع خوبی اند، عوامفریبی فرشته ها را می پذیرند.... فرشته ها نه طرفدار خوبی، بلکه طرفدار آفرینش پروردگارند. از سوی دیگر، شیطان تمام مفهوم منطقی دنیای پرودگار را انکار میکند. ... حاکمیت بر جهان میان شیاطین و فرشته ها تقسیم شده است.مصلحت جهان، اما، ایجاب نمی کند که این یک بر آن دیگری تفوق یابد.... دنیا فقط به موازنۀ قدرت نیاز دارد. اگر در روی زمین بیش از اندازه معنای مخالف ناپذیر وجود داشته باشد( حاکمیت فرشته ها ) بشر زیر بار مسئولیت خرد می شود ، اگر دنیا کل معنای خود را از دست بدهد( حاکمیت شیاطین) زندگی واقعا غیر ممکن می شود...

چیزهایی که ناگهان از معنای مفروض خود، از جایی که در نظم ظاهری امور به آنها اختصاص یافته محروم شوند( مارکسیست تربیت شده در مسکو که به طالع اعتقاد دارد)، ما را به خنده می اندازند. به همین دلیل، خنده اساسا به حوزۀ شیطان تعلق دارد. یک شیطنتهایی در آن وجود دارد( چیزها با آنچه می کوشند بنمایند تفاوت دارند)، اما آرامش خیال سودمندی هم در آن هست( چیزها از آنچه به نظر می آید، راحت ترند، و در زیستن با آنها آزادی بیشتری داریم، سنگینی شان آزارمان نمی دهد) 

نخستین بار که فرشته ای صدای خنده شیطان را شنید وحشت کرد. این ماجرا در میانۀ جشن شلوغی اتفاق افتاد و همه حاضران، یکی پس از دیگری، به خنده شیطان پیوستند. خنده به شدت مسری بود. فرشته به خوبی میدانست که هدف خنده ضدیت با خداوند و شگفتی آفریده های اوست . می دانست که باید به سرعت یک کاری بکند ،اما احساس کرد ضعیف و بی دفاع است. ناتوان از چاره اندیشی بسادگی از تدابیر جنگی دشمن بر ضد خود او استفاده کرد . دهان خود را گشود و صدایی لرزان و منقطع در زیرترین پردۀ صدای خود بیرون داد و به آن معنایی متضاد بخشید. در حالی که خندۀ شیطان به بی معنایی چیزها اشاره داشت، فریاد فرشته از این که همه چیز در جهان به گونه ای منطقی و متقاعد کننده سازمان یافته و زیبا و خوب و معقول است ، ابراز شادمانی می کرد. 

شیطان و فرشته، رو در رو ، با دهانهای باز ایستادند ، هر دو بیش و کم یک صدا در می آوردند، اما هر یک خود را باطنینی بی مانند بیان می کرد- تقابل مطلق. شیطان با دیدن فرشتۀ خندان، بیشتر، بلندتر و آشکار تر خندید، زیرا فرشتۀ خندان بی نهایت خنده دار بود. 

خندۀ خنده دار توفانی است و با این حال، فرشته ها از آن، چیزی کسب کرده اند. آنها با خندۀ معنایی خود همه مان را فریب داده اند. خنده تقلیدی آنها و خندۀ اصیل ( خندۀ شیطان) یک نام دارد. امروزه مردم دیگر حتا متوجه نمی شوند که یک پدیدۀ خارجی واحد دو وضعیت درونی کاملا متضاد را در بر دارد. دو نوع خنده وجود دارد و ما برای متمایز کردن آنها از یک دیگر واژه هایی در اختیار نداریم 

 

پ.ن : کتاب خنده و فراموشی / میلان کوندرا

کتاب هایی را که خوانده ام مانند غذاهایی که خورده ام به یاد نمی آورم ، با این همه همان ها مرا ساخته اند. (امرسون)
کدهای اضافی کاربر :