از کتاب هایی که می خوانم ...
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
- ۱۳٩۳/٩/٢٢
امروزه علم گرایی و گرایش به مفروضات علمی، وضع مشابه به مفهوم دموکراسی پیدا کرده است. علم زمانی به اسطوره تبدیل شد که به امری بی چون و چرا بدل گردید و یک به یک ویژگی های اسطوره شدن را به درون خود راه داد . این تصور که گمان می رود علمی شدن یگانه راه حل بشریت است و همه جوامع در غایت تکامل، راه غربی شدن را طی می کنند، سنگ بنای اسطوره کردن علم و تکنولوژی است . 

به عقیده یاسپرس، علم ، اسطوره مدرن اما ناقص زمان ماست، به عقیده او قطعا علم نیز مانند بسیاری از اسطوره های پیشین ، به تبیین دنیای طبیعی اطراف ما خواهد پرداخت، اما فقط می تواند به چگونگی وقوع پدیده ها پاسخ دهد و جوابی برای چرایی آنها ندارد

به طور طبیعی در جوامع بدوی تاثیر طبیعت بر بروز درماندگی و فرایند های مرتبط به آن گسترده و بیشتر بوده است. البته لازم به ذکر است که این تاثیر گذاری طبیعت بر زندگی بشر همچنان ادامه دارد . اما نکته قابل توضیح این است که در روند تکامل ، نقش عوامل دیگری نیز در درماندگی بشر ظهور پیدا کرده است که از جمله می توان به پیدایش حکومت ها ، تاثیر حکومت های دیکتاتور و با تشکیل نهاد خانواده ، نقش خانواده های دیکتاتورمآب اشاره کرد. 

افسانه یا اسطوره سیندرلا که در فرهنگ های گوناگون به اشکال متفاوت روایت می شود ، نمونه بارزی از این دوارن است . این تفکر هنوز نزد بسیاری از دختران جوامع گوناگون وجود دارد که روزی مردی با اسب سفید خواهد آمد و آنها را با خود خواهد برد. این سوار همان منجی است که این بار در شکل دیگری نمود پیدا کرده است . این دختران به علت سبک های دیکتاتوری که در آن رشد یافته اند و دچار درماندگی شده اند ،هیچ گاه فرصت کشف دنیای بیرون و درون با به صورت مستقل پیدا نکرده اند و این فرایند باعث می شود که فرد همواره منتظر پدیده دیگری باشد تا او را از موقعیتی که در آن هست نجات دهد. شاید این اتفاق و آن فرد منجی هیچ گاه به صورت اسطوره های مستقل همه گیر نمایان نشوند. اما این منجی ها خاصیتی مشابه با اسطوره به خود گرفته اند و یکی از پیش زمینه های شکل گیری اسطوره در سطح کلان می شوند. 

 

از درماندگی تا ظهور اسطوره / محمد حسن معافی

- ۱۳٩۳/٩/٢٢
ژانت می نویسد: 

جان گرایی محصول خودانگیختۀ لحظه ای است که شما برای اولین بار یاد میگیرید میان ادمی که در مقام یک دوست حرف میزند و دشمن نادیده ای که پشت او پنهان می شود، فرق بگذارید. از دیدگاه ژانت، جوامع برای آنکه کارکرد داشته باشند، به دین و اسطوره نیاز دارند. همه جوامع در همه زمانها ، پیوندها یا پیمان هایی با خداوند یا خدایان داشته اند که به گفتۀ اون ناشی از ترس ، نیاز به اخلاقیات یا نیاز به هدایت و عشق بوده است. در هر جامعه به وجود کاهنان و شمن ها نیاز است تا خدا را به سخن درآورند ، اگر خدا نتواند حرف بزند، جامعه اسطوره را کنار می گذارد . مثال های این وضعیت را می توان در شماری از جوامع ، از جمله یونان و رم یافت . هنگامی که خدایان اٌلمپ از سخن گفتن درباره نیازهای جوامع خود بازماندند، مردم به ادیان عرفانی شرقی، از قبیل کیش ایزیس و میترائیسم روی آوردند تا که سرانجام دین قدیم جای خود را به این کیش ها و سرانجام مسیحیت داد .

خدایان به شیوه های گوناگون صحبت می کنند، یکی از این شیوه ها نیایش است که ژانت عقیده داشت ، گفتگوی درونی میان فرد و روح خویش یا میان فرد و خداییست که در عصب شناسی ریشه دارد. ...

 

از درماندگی تا ظهور اسطوره / محمد حسن معافی

 

- ۱۳٩۳/٩/٢٢
ژانت می نویسد: 

جان گرایی محصول خودانگیختۀ لحظه ای است که شما برای اولین بار یاد میگیرید میان ادمی که در مقام یک دوست حرف میزند و دشمن نادیده ای که پشت او پنهان می شود، فرق بگذارید. از دیدگاه ژانت، جوامع برای آنکه کارکرد داشته باشند، به دین و اسطوره نیاز دارند. همه جوامع در همه زمانها ، پیوندها یا پیمان هایی با خداوند یا خدایان داشته اند که به گفتۀ اون ناشی از ترس ، نیاز به اخلاقیات یا نیاز به هدایت و عشق بوده است. در هر جامعه به وجود کاهنان و شمن ها نیاز است تا خدا را به سخن درآورند ، اگر خدا نتواند حرف بزند، جامعه اسطوره را کنار می گذارد . مثال های این وضعیت را می توان در شماری از جوامع ، از جمله یونان و رم یافت . هنگامی که خدایان اٌلمپ از سخن گفتن درباره نیازهای جوامع خود بازماندند، مردم به ادیان عرفانی شرقی، از قبیل کیش ایزیس و میترائیسم روی آوردند تا که سرانجام دین قدیم جای خود را به این کیش ها و سرانجام مسیحیت داد .

خدایان به شیوه های گوناگون صحبت می کنند، یکی از این شیوه ها نیایش است که ژانت عقیده داشت ، گفتگوی درونی میان فرد و روح خویش یا میان فرد و خداییست که در عصب شناسی ریشه دارد. ...

 

از درماندگی تا ظهور اسطوره / محمد حسن معافی

 

- ۱۳٩۳/٩/۱۸

رابرت در پژوهشهایش در زمینه اسطوره های یونانی ، ژرمنی ، سلتی و سامی به این نتیجه رسید که اساطیر اروپایی را فقط در پرتو باور به وجود یک دوران مادرسالاری اولیه می توان به درستی درک کرد ... وی در مقدمه کتاب معروفش اسطوره های یونانی می نویسید :

اروپای باستان خدایی نداشت. این الهه بزرگ بود که نامیرا، تغییرناپذیر و قادر مطلق به شمار می امد. مفهوم پدر بودن وارد اندیشه مذهبی نشده بود. او معشوقه هایی برای خود برمی گزید، اما هدفش لذت بردن بود، نه یافتن پدری برای فرزندانش. مردان از مادرسالاری می ترسیدند، او را ستایش می کردند و فرمانبردارش بودند. اجاقی که او در غار یا کلبه از آن نگهداری می کرد، نخستین کانون اجتماعی بود و مادرانگی، نخستین راز . 

حتی زمانی که زنان بر امور دینی سیطره داشتند، شاهدی در دست نیست که نشان دهد مردان بدون نظارت زنان از کار کردن در بعضی عرصه ها محروم بوده اند. لذا می توان تصور کرد بسیاری از خصوصیات جنس ضعیف شده را که قبلا گمان می رفت به لحاظ کارکردی، ویژه مردان بوده است ، انها خود برگزیده بودند. اموری مثل ماهیگیری ، جمع اوری بعضی مواد غذایی، نگهداری دامها و کمک به دفاع از مرزهای قبیله در مقابل متجاوزان به آنها واگذار می شد ، البته مادام که از قانون مادرسالاری تخطی نمی کردند

از درماندگی تا ظهور اسطوره / محمد حسن معافی

- ۱۳٩۳/٩/۱٦

 

حذف بخش هایی از از استعدادهای افراد، به صورت طبیعی جای خود را به فرایندهای جدید روانی می دهد، از جمله انها می توان به اسطوره سازی و تفکر منجی گرایانه اشاره کرد ...

گفته می شود اسطوره ها نخستین دریافت عاطفی بشر درباره حقیقت هستند. از این نظر نخستین پویش انسان نسبت به حیات، پویشی بود که از سیستم لیمبیک سرچشمه می گرفت. یعنی پویشی که از ترکیب محسوسات و ترشحات ادرنالینی به دست می امد. حاصل تامل اولیه انسان، صورت ناصوابی از حقیقت،  در اندیشه ها به وجود آورد که بعدها این صورت و صور دیگری که در تاملات آدمیان به وجود امدند، از میان نرفتند و به موازات آن تاملات فلسفی و عقلانی بشر به وجود امدند و تا امروز به حیات خود ادمه دادند ... اسطوره ها از شعور عاطفی انسان سرچشمه می گیرند، هیچ اسطوره ای را نمی شناسید که بر تاملات منطقی و عقلی متکی باشد. ... می توان عقلانیت گرایش به اسطوره ها را نوغی عقلانیت ابتدایی نامید، اما باید توجه داشت که این نوع عقلانیت، با عقلانیت متعارف که متکی به برهان و استدلال و رابطه منطقی بین قضایا و تجربه هاست، به کلی تفاوت دارد ...

 

از درماندگی تا ظهور اسطوره / محمد حسن معافی 

- ۱۳٩۳/٩/۳

 

آقای ونتوی .... تعارف و فروتنی و ملاحظه را تا به آنجا می رساند که همیشه خود را به جای دیگران می گذاشت و بیم داشت که اگر خواست خود را پیروی کند یا حتی اگر فقط دیگران بفهمند او چه خواستی دارد مایه آزار آنان شود و او را خودخواه بپندارند . . . 

و .... دخترش ... هر بار که کلمه ای به زبان می اورد آن را با ذهن کسانی می شنید که مخاطبش بودند ، از سوء تفاهم هایی که ممکن بود آن کلمه را بیانگیزد نگران می شد و آنگاه بود که در ورای صورت بی ظرافت مردوارش چهرۀ دختری بسیاز کم رو روشن می شد ... 

 

طرف خانه سوان / مارسل پروست

کتاب هایی را که خوانده ام مانند غذاهایی که خورده ام به یاد نمی آورم ، با این همه همان ها مرا ساخته اند. (امرسون)
کدهای اضافی کاربر :