از کتاب هایی که می خوانم ...
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
- ۱۳٩٢/۱٢/٢٧

عید بیاید رود عید تو ماند تا ابد

 

دیوان شمس / غزل 2245

- ۱۳٩٢/۱٢/٢٦

آیا در نظریه نسبیت انیشتین ، ممکن نیست که نسبیت زمان و مکان ، مرتبط به موقعیت انسانی ما باشد و دستگاه عصبی ما چنین نسبیتی را در جهان فیزیک خلق کرده باشد؟

 

جهان در مغز / عبدالرحمن نجل رحیم

- ۱۳٩٢/۱٢/٢٤

آشفته روح 

فشرده قلب 

افسرده چهره 

می جویی راهی برای وصال

برای پیوستن 

برای درک زیبایی

نه در رویای ِ خوابی زمستانی 

نه غرق در عرفان طوفانی 

نه زندانی در جادویِ شعر  ِ رویایی

در حرکت ِ بیداری 

در خیرگی  ِچشمان ِ آگاهی 

در سبزی ِ ذهن  ِ زیست شناسی  ِ تاریخ 

می شکافی 

پردۀ حرمت ِ یکدستی ِ ظاهر را 

می شناسی 

ذره ذره 

پاره پاره 

تکه تکۀ خویش 

نگاه می کنی 

آینه در آینه 

شکوه زیبایی

ذرات ِ شکسته در پیوند. 

 

جهان در مغز/ عبدالرحمن نجل رحیم 

- ۱۳٩٢/۱٢/٢۱

یک مقاله مروری اخیرا چاپ شده نشان داده است که مغز مردان در اکثر نقاط به طرز معنی داری از مغز زنان بزرگتر است. تنها قسمتی که در زنان رشد بیشتری کرده، قسمت لیمبیک است که در یادگیری ضمنی و پردازش اطلاعات احساسی نقشی اساسی دارد.

برای خواندن گزارش این مقاله اینجا را کلیک کنید.

 

از وبسایت دکتر یونسی

- ۱۳٩٢/۱٢/۱٩

درک این که تخیل چگونه کار می‎کند می‎تواند کلید شما برای این خیال‎بافی باشد که فردی تیزهوش‎تر و خلاق‎تر هستید.

"از تخیل خود استفاده کن." این عبارتی است که شاید از بچگی آن را شنیده باشید.

چشم‎های خود را ببندید و یک ظرف میوه را در ذهن خود تصور کنید. این کاری بس ساده است. حال تصور کنید که هر یک از میوه‎های ظرف می‎توانند حرف بزنند. چه چیزی به یک‎دیگر خواهند گفت؟ این کار چندان ساده نیست. میوۀ گویا چیزی نیست که در زندگی با آن برخورد کرده باشیم. این بدان معناست که لازم است از ادراک خود استفاده کنیم – یعنی چیزهایی که در بارۀ شکل و طعم میوه‎های مختلف می دانید- و چیزهایی را که نمی‎دانید خود اضافه کنید. این جاست که تخیل به کار می‎افتد.

گریگوری بِرنز، استاد علم اقتصاد اعصاب و مدیر مرکز نوروپالیسی در دانشگاه اِموری می‎گوید "تخیل و ادراک با یک‎دیگر مرتبط هستند زیرا مغز از مدارهای عصبی مشابه برای هر دو عمل‎کرد استفاده می‎کند. تخیل مانند به کار انداختن ادراک درجهت معکوس است."

وقتی چیزی را به ذهن می‎آورید که هیچ گاه آن را مشاهده نکرده‎اید، سهل‎تر آن است که به صورت خلاقانه فکر کنید تا این که سعی کنید چیزی را تصور کنید که برای شم آشنا می‎باشد. این به خاطر آن است که مغز نمی‎تواند بر روی ارتباط‎هایی که بر اثر تجربه‎های گذشته شکل گرفته است اتکا کند.

این که فکر کردن مربوط به طرف راست یا چپ مغز است را فراموش کنید. به گفتۀ اسکات بّری کافمن، روانشناس شناختی، تفکر خلاق در سراسر مناطق مغز رخ می‎دهد. به عبارت دیگر، وقتی تخیل شما به کار می‎افتد، شبکه‎ها در مغز با یک‎دیگر به تعامل می‎پردازند.

به گفتۀ بِرنز "مطمئن‎ترین راه برای تحریک تخیل این است که در جست‎وجوی محیط‎های جدید باشید. تجربه‎های نو در رهاسازی تخیل بسیار کارآمد هستند زیرا سیستم ادراکی را مجبور می‎کنند که از طبقه‎بندی کردن و از گرایش مغز به انتخاب راه کوتاه" بیرون بیاید.

به موزه بروید. قدم بزنید و اجازه دهید که ذهن شما پرسه بزند و آن گاه امکان دارد که از اتفاقی که رخ خواهد داد شگفت‎زده شوید. 

 

عصب شناسی تخیل / پژوهشکده علوم شناختی

- ۱۳٩٢/۱٢/۱۸

راما: متاسفانه گمانه زنی در علم مورد شماتت عدۀ زیادی از اهل علم قرار می گیرد و بدین ترتیب از اهمیت آن فرو کاسته می شود. ولی فراموش نکنیم که همین گمانه زنی ها علمی است که جهش ها و نوآوری های جدید در عرصۀ تجربه علمی را باعث می شود. مداورا می گوید : مفاهیم خیال پردازانه دربارۀ آنچه امکان به حقیقت در آمدن دارد قدم اول همۀ کشفیات علمی است. 

راما:داروین می گوید:" تلنبار کردن اطلاعات غلط از طریق روش شناسی غلط به علم صدمه می زند و جلو پیشرفت آن را برای مدتی می گیرد، ولی فرضیه های غلط آسیب چندانی نمی رسانند و کسانی که غلط بودن آن را اثبات می کنند از آن لذت می برند و در ضمن، راهی به سوی خطا بسته می شود و جاده ای به سوی حقیقت گشوده می شود" به نظر من بهترین پژوهش ها از دیالکتیک بین گمانه زنی و شک گرایی سالم ظهور می کند.

 

جرعه ای از جام وجودم ، از مغز تا آگاهی، فلسفه و هنر/ عبدالرحمن نجل رحیم 

- ۱۳٩٢/۱٢/۱۸

راما : علت مهمی که باعث شد تا من به عصب پژوهی علاقمند شوم و آن را انتخاب کنم این بود که من هم مثل هر انسان دیگری نسبت به خودم بیشتر از هر چیز دیگری کنجکاو بودم و می خواستم خودم را بشناسم. این یک رشته تحقیقی است که محقق را به قلب مسئلۀ هستی شناسی انسان نزدیک می کند. هم اکنون، انقلابی در علم در حال وقوع است. کار یک عصب پژوه امروز فقط مطالعۀ مغز افراد سالم و بیمار نیست، یک عصب شناس یا عصب پژوه امروز در مقابل این سئوال هستی شناختی قرار دارد که " من کیستم " ؟ آیا ذهن من از شبکه های نورونی مغز من برمی خیزد ؟ اگر چنین است مسئلۀ ارادۀ آزاد چه می شود ؟ این کیفیت خاص که مغز می کوشد تا خود را بشناسد، عصب شناسی را از هر رشتۀ دیگری جذابتر می کند

 

جرعه ای از جام وجودم ، از مغز تا آگاهی، فلسفه و هنر/ عبدالرحمن نجل رحیم 

- ۱۳٩٢/۱٢/۱۸

تلسکوپ در سال 1607 توسط عینک سازی هلندی به نام هانس لیپرهی با قرار دادن دو عدسی در دو سر یک لوله مقوایی اختراع شد که با آن میشد اشیای دور را نزدیک آورد و مورد بررسی قرار داد. این وسیله در ابتدا یک وسیلۀ بازی بچگانه بود. ولی دو سال بعد در 1609 وقتی این وسیله به فرانسه و سایر نقاط اروپا رسید، گالیله به جای آنکه سر این وسیله ساده را به سوی خانۀ همسایه بگیرد و در احوال شخصی دیگران جاسوسی کند ،آن را به سوی آسمان گرفت و به سیر و سیاحت در احوال ستارگان پرداخت که منجر به ایجاد تحولاتی عمیق در دانش بشری دربارۀ کهکشان ها و رابطۀ آن ها با زمین شد .

 

جرعه ای از جام وجودم ، از مغز تا آگاهی، فلسفه و هنر/ عبدالرحمن نجل رحیم 

- ۱۳٩٢/۱٢/۱٦

تحقیقات علم عصب شناسی و عصب پایه به من اموخته است که جهانی که در آن زندگی می کنیم در مغز شکل می گیرد. 

 

جهان در مغز/ عبدالرحمن نجل رحیم 

- ۱۳٩٢/۱٢/۱٤

آخرین درجه فساد، به کار بردن قوانین برای ظلم است.

 

فرانسوا ولتر

- ۱۳٩٢/۱٢/٩

من نه فقط برای بچه ها بلکه برای والدین آنها نیز می نویسم . آنها نیز بچه های جدی اند. 

 

آیزاک بشویس سینگر / دوباره احمق های چِلم . 

- ۱۳٩٢/۱٢/۸

بعد از سالیان سال، چلمی‌ها متمدن شدند. آن‌ها یاد گرفتند بخوانند و بنویسند و آن‌گاه کلماتی چون "مشکلات" و "بحران" به وجود آمد. از لحظه‌ای که کلمه‌ی "بحران" در زبان مردم پیدا شد، آن‌ها متوجه شدند که در چلم بحران وجود دارد. آن‌ها می‌دیدند در شهر چیزهایی وجود دارد که اصلا خوب نیست. اولین کسی که برای چنین وضعی کلمه‌ی "بحران" را ابداع کرد گرونام اول، اولین حاکم شهر بود... . یک روز گرونام به شله میل دستور داد اعضای شورا را جمع کند. وقتی آن‌ها جمع شدند گرونام گفت: "ای دانایان و فرزانگان، در چلم بحران وجود دارد! اغلب شهروندان نانی برای خوردن ندارند، آن‌ها لباس‌های کهنه به تن می‌کنند و خیلی از آن‌ها از سرفه و سرماخوردگی رنج می‌برند. چه‌طور می‌توانید این بحران را برطرف کنید؟"فرزانگان آن‌چنان که رسم بود، هفت روز و هفت شب فکر کردند تا بالاخره گرونام اعلام کرد: "وقت تمام شد،بیایید ببینم چه می‌گویید."

لگیش منگ اولین کسی بود که سخن گفت: " حضرت عالی می‌دانید که فقط عده‌ی بسیار کمی از آدم‌های تحصیل کرده در چلم هستند که می‌فهمند بحران یعنی وضعیت بد و اسفناک. پس بیایید قانونی وضع کنیم که استفاده از این کلمه ممنوع شود، آن وقت خیلی زود این کلمه فراموش خواهدشد. بعد هم دیگر هیچ‌کس نمی‌فهمد که بحران وجود دارد و ما دانایان هم مجبور نیستیم برای حل آن به کله‌ی مبارکمان فشار بیاوریم و مغزمان را خراب کنیم."...

 

احمق‌های چلم و تاریخ‌شان / آیزاک بشویتس سینگر

- ۱۳٩٢/۱٢/٤

مالی که از تو کس نستاند علم است 

حرزی که تو را به حق رساند علم است 

جز علم طلب مکن تو اندر عالم 

چیزی که تو را ز غم رهاند علم است

 

شیخ بهائی

کتاب هایی را که خوانده ام مانند غذاهایی که خورده ام به یاد نمی آورم ، با این همه همان ها مرا ساخته اند. (امرسون)
کدهای اضافی کاربر :