از کتاب هایی که می خوانم ...
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
- ۱۳٩٢/۱۱/۱

No single mode of brain connectivity is sufficient to fully explain how brain networks operate. It is sometimes proclaimed that the function of  the  brain  will  become  apparent  once  we  possess  the  brain's  wiring diagram. Such views are overly simplistic, because  the wiring alone does not account for the physiology of neural interactions, for  the  rich  repertoire  of  spontaneous  and  task-dependent  neural responses, or for their temporal patterning. At the same time, dynamic patterns of neural interactions cannot be fully interpreted unless struc­tural connectivity is taken into account. Both structural and functional
networks (or their union in a suitable model of effective connectivity) are needed to fully explain the time evolution of spontaneous network activity or of neural responses to perturbation.

 

Olaf Sporns/ Network of the brains

 

- ۱۳٩٢/۱٠/٢۸

دوستداران ادبیات کودک و نوجوان خود را برای شرکت در روز جهانی اهدای کتاب کودک 24 بهمن آماده می کنند. پوستر این روز طراحی شده و بیشتر سایت ها و وبلاگ های نویسندگان و دست اندرکاران نشر کتاب کودک به معرفی آثار مناسب اقدام کرده اند. سه راه نیز برای اجرای این روند پیشنهاد شده است که علاقه مندان می توانند به آن عمل کنند: یکی اینکه کتاب کودکی را در سالن انتظار رها کنند، برای کودکی کتاب بخرند یا اینکه یک جعبه کتاب را به کودک، کتابخانه کودک یا جایی که کودکان هستند، اهدا کنند.

 

روزنامه شرق / شماره 1931/     28/ 10 / 92

- ۱۳٩٢/۱٠/٢۸

ماک ایوان : در کتاب خنده و فراموشی شما دو نوع خنده را توصیف می کنید . خنده شیطان که به بی معنایی همه چیز می خندد و خنده فرشتگان، که طنینی تصنعی دارد و شادمانی می کند که چقدر همه چیز منطقی سازمان یافته و همه چیز روی زمین چقدر بقاعده است. گمانم شما چکسلواکی را متعلق به دار و دسته شیطان می انگارید. چک ها همچون شیطان می خندد و روسها همچون فرشته ها . 

کوندرا : کاملا صحیح است

ماک ایوان : پس تعلق به کشوری کوچک بر نگرش شما نسبت به جهان تاثیری عمیق دارد؟

کوندرا: خیلی فرق دارد. برای مثال، سرود ملی را در نظر بگیرید. سرود ملی چک با سوالی ساده آغاز می شود : " سرزمین مادری­­ام کجاست؟ " تصور ما از سرزمین مادری به صورت یک سوال است به صورت تزلزلی ابدی. یا سرود ملی لهستان را در نظر بگیرید ،که با این کلمات آغاز می شود: " لهستان هنوز ... " و حال آنکه با سرود ملی اتحاد شوروی مقایسه کنید : " روسیۀ بزرگ برای همیشه به اتحاد تجزیه­ناپذیر سه جمهوری پیوسته است" یا با سرود ملی انگلستان :" پیروز ، شاد و بشکو." اینها کلمات سرود ملی کشوری بزرگ است – شکوه  ،بشکو، پیروزی ، بزرگی ،  افتخار ، جاودانگی – بله جاودانگی ، زیرا ملل بزرگ خود را مرگ ناپذیر می دانند، می بینید، اگر انگلیسی باشید، هرگز در مورد مرگ ناپذیری ملت خود تردید نمی کنید، چون شما انگلیسی هستید. هیچ گاه انگلیسی بودن شما مورد سوال قرار نمی گیرد، ممکن است در مورد سیاستهای انگلستان تردید داشته باشید اما در مورد بقای آن تردیدی ندارید.

...

ماک ایوان : سختگیرانه قضاوت می کنید

کوندرا: نه سختگیرانه نه ، من نمی گویم سختگیرانه، تاریخ در مورد ما به ناحق قضاوت خواهد کرد، چرا فکر کنیم که منصفانه قضاوت میکند؟ قضاوت تاریخ حتما ظالمانه است، شاید حتی احمقانه . گفتن  این حرف که تاریخ در مورد ما قضاوت خواهد کرد – که حرفی معمولی است، همه آن را می گویند- به این مفهوم است که  ما تاریخ را ناگزیر عقلانی می دانیم – با حق ِ قضاوت ، با حق بیان حقیقت . این تصوری است که در میان ملل بزرگ می یابیم که ، چون سازنده تاریخند، همیشه آن را بخرد و مثبت می انگارند. امااگر متعلق به کشوری کوچک باشید، تاریخ را نمی سازید، اسباب دست تاریخید. تاریخ چیزی دشمن خوست، چیزی که در برابر آن باید از خود دفاع کنید، بیدرنگ احساس می کنید تاریخ ستمگر است، حتی احمق است و نمی توانید آن را جدی بگیرید. طنز خاص ما بدین سبب است: طنزی که قادر است تاریخ را نابهنجار بداند. 

 

کلاه کلمنتیس/ مصاحبه با میلان کوندرا  / میلان کوندرا / مترجم احمد میرعلائی

 

- ۱۳٩٢/۱٠/٢٤

طبق قانونی کلی،آدمها،حتی گناهکاران،بیش از حد تصور ما ساده و ساده دل اند. و خود ما هم چنینیم . 

 

فئودور داستایوفسکی / برادران کارمازوف . ص 24

- ۱۳٩٢/۱٠/٢٤

 

برادران کارمازوف/ فئودور داستایوفسکی

- ۱۳٩٢/۱٠/٢٤

و به راستی، در روزگارانی چون روزگار ما توقع صراحت از آدمیان غریب است ...

 

برادران کارمازوف / فئودور داستایوفسکی 

- ۱۳٩٢/۱٠/٢۳

طوری برنامه ریزی کنید که مردم از صبح تا شب بدوند و آخر شب هم نرسند. مردم اگر مایحتاج خود را آسان به دست بیاورند، اگر وقت اضافه داشته باشند، عصیان می کنند، بداخلاقی می کنند و به فکر اعتراض و انقلاب و این حرف ها می افتند.

 برای هر نقص و کاستی و کمبودتان، معجونی از دلیل و حکمت و فلسفه درست کنید و به مردم بخورانید. مردم، استعداد غریبی دارند برای خر شدن. اگر نان ندارید که شکم مردم را سیر کنید، برایشان در فضیلت گرسنگی، داد سخن دهید. اگر از عهده ی تأمین امنیت مردم برنیامدید، به آنها تفهیم کنید که هزار و یک محصول و ثمره است که فقط از وجود ناامنی به دست می آید. یکی از آنها، تقویت توان مقاومت است. یکی از آنها ظهور استعدادهای نهفته است و...

مردم را به دو دسته تقسیم کنید و به یک دسته حقوق و مواجب بدهید که مراقب آن دسته ی دیگر باشند. دسته اول، به طمع مواجب یا از ترس قطع شدن مواجب، مرید شما می شوند و دسته ی دوم، از ترس دسته ی اول، مطیع و مِنقاد شما. به این ترتیب، مملکت، خود به خود اداره می شود، بی آنکه شما زحمتی بکشید یا دغدغه ای داشته باشید.

 

دموکراسی یا دموقراضه / سید مهدی شجاعی

 

- ۱۳٩٢/۱٠/٢۳

 نام من، نویسندۀ این کتاب "سینوهه" است و من این کتاب را برای مدح خدایان نمی نویسم زیرا از خدایان خسته شده ام . من این کتاب را برای مدح فراعنه نمی نویسم زیرا از فراعنه هم به تنگ آمده ام . من این کتاب را فقط برای خودم می نویسم، بدون این که در انتظار پاداش باشم یا این که بخواهم نام خود را در جهان باقی بگذارم .

 

سینوهه، پزشک مخصوص فرعون / میکا والتاری

- ۱۳٩٢/۱٠/٢۱

به این نتیجه رسیده ام که بیشتر ِ مردم بزرگ نمی شوند. ما جای پارک خودمان را پیدا می کنیم و به کارت های اعتباری مان افتخار می کنیم. ازدواج می کنیم و جرات می کنیم بچه دار شویم و به آن بزرگ شدن می گوییم. اما فکر کنم بیشترین کاری که می کنیم پیر شدن است. ما تراکم سال ها را در بدن های مان و روی صورت های مان این طرف و آن طرف می بریم اما معمولا خود حقیقی ما، کودک درون مان، هنوز بی گناه است و مثل گیاه مگنولیا خجالتی است.

 

نامه ای به دخترم / مایا آنجلو

- ۱۳٩٢/۱٠/۱٥

اغلب گفته می شود که سه دگرگونی بزرگ در اندیشه، دیدگاه مرجعیت بشر را تهدید کرده است. اول، کپرنیک اثبات کرد که زمین مرکز عالم نیست تا در پیرامون آن همه اجرام سماوی بچرخند. دوم، داروین نشان داد که ما مرکز زنجیره حیات نیستیم، بلکه مانند همه مخلوقات، از اشکال دیگر حیات تکامل یافته ایم و سوم، فروید که ثابت کرد که ما اربابان خانه خود نیستیم، بیشتر رفتارهای ما توسط نیروهایی خارج از آگاهی و شعور ما کنترل و اداره می شوند. شکی نیست شریک نظریه فروید که مورد اعتراف وی قرار نگرفته، آرتور شوپنهاور است. چرا که سالها قبل از تولد فروید، شوپنهاور مطرح کرده بود که ما با نیروهای زیست شناختی پیچیده ای هدایت می شویم و سپس خود را با این تفکر فریب می دهیم که ما آگاهانه اعمال خود را انتخاب می کنیم.

 

اروین دیوید یالوم

 

- ۱۳٩٢/۱٠/۱۱

- آلب ، اگر می خواهید مردها دوستتان داشته باشند، اول ترکشان کنید، آن وقت می بینید که چقدر خوب و مهربان می شوند. بره های واقعی. بچه های بزرگ گم شده ... 

- آیا کسی که تحقیر می کنیم می توانیم دوستش داشته باشیم ؟

 - موسیقی ما را از دروغ گفتار آزاد می کند.

- چرا انسان از آنچه دوست دارد متنفر است یا برعکس.

- این که در عین حال چند نوع زندگی داشته باشیم، کار دشواری نیست، کافی است برای خودمان هیچ نوع زندگی خاصی نداشته باشیم.

زن آینده / کریستین بوبن 

- ۱۳٩٢/۱٠/۱٠

هم آغوشی پنهانی مانند آبنبات دزدین از بقالی است. لذت بخش. طعم خوشمزۀ آبنباتی که نباید می دزدیدیم، ته دهانمان. 

 

زن آینده/ کریستین بوبن  

- ۱۳٩٢/۱٠/۱٠

در دل استرالیا قبایلی هستند که در آنها ورود نوجوانان به سلک بزرگ سالان با مراسمی انکارگر همراه است.  و آن عبارت است از اینکه به جوان نو وارد فاش سازند که نه خدایی در کار است و نه ارواحی و او می تواند سر و صداهای عجیب و غریبی را که تا آن زمان اسباب وحشتش بود با وسایلی که در اختیارش گذاشته می شود در آورد و خردسالان و نوجوانان دیگر را بترساند و قادر است که اشباح سفید و هولناکی را که به وحشتش می انداخت اکنون خود با آغشتتن اندام با رنگهایی که به او می دهند به میل و ابتکار خود و پوشاندن چهره با صورتکهایی که رمز ساختن آن ها آموختنی است پدید آورد. اگر درست به خاطر داشته باشم سترلف که گفتارهای مربوط به این مراسم تحلیف خشونت بار مصیبت گونه را به دقت نقل می کند از احساس جوانان قبیله لویتجا (یا آراندا) به هنگام کشف خلائی که پیش پاشان پدید می آید و به دست آوردن قدرت به وحشت انداختن و متعجب ساختن ساده لوحانی نظیر آن جه خود تا روز پیش بودند ذکری نمی کندبا این حال اسباب پریشانی به این مایه غم انگیز کمتر می شناسم. هر آن چه تا آن وقت با ترس و لرز مورد احترام و ستایش بود ابهت و اعتبار خود را از دست می دهد. اما این خواری معبود با ارتقایی قطعی همراه است. در مقابل شرکت دادن نو آموز در فریبکاری به او توضیح می دهند که تا کنون فریب خورده است و حق رسمی و قانونی فریب دادن دیگران را به او تفویض می کنند. این داد و ستد به هیچ روی منحصر به بادیه نشینان استرالیای مرکزی نیست. بلکه در شهرهای بزرگ ممالک متمدن نیز داوطلبان گذار از مراحل افتخار آمیز با آن روبه رویند. هر چند به صورتی خفیف تر که نسبت به رسم منسکی استرالیایی عبور از مراحل را معتدل تر می کند. نو آموز به خلاء پی می برد در عوض از پیش درآمد قدرت برخوردار می شود: قدرتی که نزد وحشیان بر نیرنگی غاصبانه استوار است و دز دستگاه های مدنی جوامع نو بر مبالغه در بزرگ نمودن قدر خدمت و دشواری انجام دادن آن. مبالغه ای ظریف و مدام و مبهم و ناملموس اما سر انجام چشمگیر. این مبالغه آشکار با پنهان داری عمدی امتیاز های متعلق به خدمت همراه است. بدیهی است که آشکاری این گونه تحول ها که شخص را به آن سوی مرز نامرئی می جهاند به اندازه صورتکی یا لایه رنگی نیست. اما توانایی استتار و تغییر شکل آن به همان اندازه بیشتر است.

 

زمین انسان ها / آنتوان دوسنت اگزوپری


- ۱۳٩٢/۱٠/۱٠

- ادعای وجود نوعی قیاس برای سنجش میزان پیچیدگی تکامل، بیشتر یک شگرد زبانی است که غالبا گناه آن را باید به گردن عصب زیست شناسانی گذاشت که باور بر این دارند که همۀ موجودات زندۀ روی زمین را می توان به دو گروه  " کمتر تکامل یافته"  و " بیشتر تکامل یافته" رده بندی کرد. حتی دیدگاه افراطی تر از این شیوه تفکر دربارۀ تکامل، مطرح کردن این فرض است که جریان تکامل نوعی نیروی تکاملی هدایت شده بوده و انسان نیز در اوج این پیشرفت تکاملی قرار گرفته است. چنین اندیشه هایی از جایگاه انسان در طبیعت سرچشمه می گیرد و به آغاز پیدایش نظرۀ زیستی مدرن در سالهای پیش از داروین مربوط می  شود و ریشه در درک بسیار نادرستی از نظریۀ تکامل دارد.

- همۀ شکل های حیات در روی زمین نتیجۀ فشارهای تکاملی قابل قیاسی است که در کل دوران زمین شناسی بر آن وارد شده است. بنابراین، درست نیست تصور کنیم که بعضی از شکل ها نسبت به سایرین " تکامل یافته تر"  یا " بهتر تکامل یافته تر" هستند. ادامۀ حیات ما در این مکان امروزی برحسب تعریف به معنی امکان یافتن برای بقا است، صرف نظر از این که موجودی به صورت تپاله ، قارچ و یا انسان باشیم . شیوه های بسیار زیادی برای بقا و تولید مثل وجود دارد، و توافق ناچیزی بین موجودات زنده بر سر مفهوم " موفقیت" تکاملی وجود دارد. 

- تنها با یک نگاه سوگیرانه به مغز است که می توان تصور کرد که هرچه مغز بزرگ تر باشد نوع موجود موفق تر است. به لحاظ حجم تودۀ زیستی صرف موجودات زندۀ بدون مغز و یا حتی بدون دستگاه اعصاب مرکزی از نظر تعداد نسبت به موجودات ِ دارای مشخصات ِ قابل قبول بسیار بیشترند. حتی در موجودات دارای دستگاه عصبی سازمان یافته ، به خوبی می توان ادعا کرد که سوسک ها نسبت به پستان داران برتر هستند. فرایندهای تکاملی نه پیشرفته هستند و نه هدفمند؛ حتی موجودات تک سلولی هم که نیاکان اولیۀ ما بودند، در خود درای تمایل شدید، یا کشش از سوی یک نیروی عالی اسرار آمیز برای تکامل یافتن به صورت یک انسان با شعور را نداشتند.

 

شکل گیری حافظه / استیون رز

- ۱۳٩٢/۱٠/٩

ناخودآگاه هریک از ما به نامیرایی خود یقین دارد.

 

زیگموند فروید

- ۱۳٩٢/۱٠/٩

اندیشه پلید تنها به دارنده آن زیان می رساند، ولی سخنان نابهنجار به همه شنوندگان آسیب می رساند.

 

شارل دو مونتسکیو


 
- ۱۳٩٢/۱٠/٩

- چشم اندازها با پیروی از افکار ما، تغییر حالت می دهند. جنگل های تاریک ترسی را بازگو می کنند. نخستین کوهستان های دوردست از امید و آرزو حرف می زنند. 

- نقاشی کردن در دراز مدت آدم را نابینا می کند. 

- داستان هنر فقط به درد نابغه ها و احمق ها می خورد. 

- سن واقعی از صدا مشخص می شود. شور و حرارت کلام اشخاص، بهتر از هر چیز،سن آنها را اعلام می کند

 

زن آینده / کریستین بوبن

- ۱۳٩٢/۱٠/٩

نوعی بدجنسی در قلب انسان وجود دارد، آن قدر عمیق که اگر بخواهیم بیرونش بکشیم، حتماً می میریم. این بدجنسی، اشتیاق نام دارد… اشتیاق واژه ای است برای بیان تیرگی ها و نیز روشناییها. واژه ای برای بیان تیرگی در میان روشنایی. فکر منجمد می شود. هوا سنگین، فضا تنگ. دیگر فضایی نیست مگر برای دو نفر که آماده می شوند تا یکدیگر را ببلعند.   فضا فقط برای یک نفر باقی است. دیگر در هیچ جای دنیا برای هیچ کس جایی نیست.

 

زن آینده / کریستین بوبن 

- ۱۳٩٢/۱٠/۸

تصمیم، دردناک و رنج آور است، نیز به این دلیل که اگر ژرف بنگریم، نه تنها هریک از ما را با آزادی رودرو می کند، بلکه با تنهایی بنیادین و با این واقعیت هم مواجه می سازد که هر یک از ما به تنهایی مسئول وضعیت موجود در زندگی خویشیم. اگر فرد، دیگری را به تصمیم گیری به جای خود بگمارد یا ترغیب کند، می تواند هم تصمیم خویش را داشته باشد و هم از درد تنهایی احتراز کند. اریش فروم بارها تآکید کرده انسانها همیشه منشی دوسویه گرا نسبت به آزادی دارند. با اینکه به پیکاری بی امان برای رسیدن به آزادی دست می زنند، منتظر فرصتی هستند که از آن صرف نظر کنند و به نظامی استبدادی تن دردهند تا از باری که آزادی و تصمیم بر دوش شان نهاده بکاهند. رهبر با جذبه و فرهمند - کسی که هر تصمیمش پرشور و با اعتماد به نفس است - مشکلی در به خدمت گرفتن افراد و به کار گماشتنشان ندارد.

 

اروین دیوید یالوم . 

- ۱۳٩٢/۱٠/٧

 نیل گیمن با انتخاب شدن رمان فانتزی «اقیانوس در انتهای مسیر» به عنوان برنده کتاب سال 2013 اسپک سیورز، تبدیل به نویسنده محبوب ترین رمان سال بریتانیا شد. نیل گیمن با رای گیری عمومی بین 10 برنده بخش های مختلف جایزه کتاب ملی اسپک سیورز، به عنوان برنده انتخاب شد. گیمن با اختلاف قابل توجهی برنده این رای گیری عمومی شد و رقبای معتبری مانند ملاله یوسف زی، رابرت هریس، کیت اتکینسون و دیوید ویلیامز را شکست داد تا این جایگاه بااهمیت را از آن خود کند. گیمن که نویسنده پرفروش مجله نیویورک تایمز نیز هست، در مراسم امسال کتاب ملی اسپک سیورز که توسط کاکتوس تی وی تهیه شده بود در سه بخش مختلف به فهرست نهایی نامزدها راه پیدا کرده بود.
    

روزنامه شرق / شماره 1916

- ۱۳٩٢/۱٠/٧

من یک روزٍ گرم تابستان، دقیقا یک سیزده مرداد، حدود ساعت سه و ربع کم بعدازظهر، عاشق شدم. تلخی ها و زهر هجری که چشیدم، بارها مرا به این فکر انداخت که اگر یک دوازدهم یا یک چهاردهم مرداد بود، شاید اینطور نمی شد.

 

دایی جان ناپلئون / ایرج پزشک زاد

- ۱۳٩٢/۱٠/۳

 

جهالت بیش از دانایی احساس امنیت ایجاد می کند .

 

چارلز داروین

- ۱۳٩٢/۱٠/٢

واتسون و بی. اف. اسکینر معتقد بودند که کودک، یا حیوان، در آغاز تولد همانند لوح سفید است، از نظر فیزیولوژیک توانمند، ولی از نظر رفتاری صفحه ای است خالی که تجربه بر روی آن شیارهایی را حک می کند که الگوهای آتی عملکرد را تعیین می کنند...

نظریه های واتسون و اسکینر توسط آلدوس هاکسلی در رمان ضد آرمانی "دنیای قشنگ نو" که در آن نوزادان ساخته شده با مهندسی ژنتیکی با اطمینان برای جایگاه آیندۀ خود در زندگی قالبندی می شوند، به مسخره گرفته شده اند. در ضد آرمانِ هاکسلی، نوزادانِ از ابتدا ژنتیکی، محتوم به این هستند که کارگرانی فرودست شوند، آنها وقتی چهار دست و پا به طرف کتاب ها و یا گل ها می روند، شوک اکتریکی دریافت می کنند و در نتیجه با انزجاری عمیق برای خواندن یا زیبایی طبیعی بزرگ می شوند.

 

شکل گیری حافظه / استیون رُز 

- ۱۳٩٢/۱٠/۱

مشکل بزرگسالان این است که بزرگ نشده اند، اما دیگر بچه هم نیستند. هیچ اعتمادی به آنها نمی توان داشت. 

 

زن آینده / کریستین بوبن 

 
- ۱۳٩٢/۱٠/۱

انسان در بیست سالگی در مرکز جهان می رقصد، در سی سالگی میان دایره پرسه می زند. در پنجاه سالگی روی حاشیه راه می رود و از نگریستن به درون و بیرون پرهیز می کند. پس از آن ... دیگر اهمیتی ندارد. امتیاز کودکان و سالمندان ، نامرئی بودن آنهاست.

 

زن آینده / کریستین بوبن 

کتاب هایی را که خوانده ام مانند غذاهایی که خورده ام به یاد نمی آورم ، با این همه همان ها مرا ساخته اند. (امرسون)
کدهای اضافی کاربر :